post |
عهتغعهغهعغهغعه
|
نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: پنجشنبه 12 بهمن 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
معماری معنوی |
1 - فاصله تا خیال
به گفته یورگ گروتر: «هر بنایی به عنوان جزیی از فرهنگ معماری این وظیفه را دارد که یک اندیشه ذهنی را از طریق فرم ظاهری خود عینیت ببخشد و به این ترتیب نمودی خواهد بود برای سنجش این فرهنگ»
آنچه که ارتباط میان انسان و فضای زیستش (نمودی از فرهنگ) را محقق می سازد، ادراک است و در این میان زبان تصویر به عنوان قدرتمند ترین ابزارهای ارتباطی ادراک را تحت الشعاع خود قرار می دهند. زبان تصویر (visual language) در بهترین، گویاترین و عمومی ترین حالت توانایی بسیار بیشتری برای انتقال بعضی از اطلاعات به ویژه عواطف، احساسات و بسیاری از مفاهیم دارد و بر خلاف زبان شنیداری یا نوشتاری می تواند به یک یا چند فرهنگ خاص محدود نشود و در گستره بسیار وسیع تر از یک سرزمین یا کشور مورد بهره برداری قرار گیرد. هنر مقدس و هنرهای تصویری (visual arts) از این جنبه بسیار اهمیت دارند و دامنه کاربرد آنها چه در گستره مکانی و چه در گستره زمانی و تاریخی می تواند بیش از سایر هنرها امتداد یابد. هنر معماری را می توان کاربردی ترین هنر تصویری دانست که همه انسانها و جوامع انسانی به صورت بسیار وسیع تر و گسترده تر از سایر هنرها با آن سر و کار دارند و در این میان هنر مقدس و معماری معنوی یکی از نافذ ترین و تاثیرگزارترین وجوه هنری است که اثرات خود را فراتر از فرهنگ، نژاد و مذهب بر ادراک انسان میگذارد.
آنچه که در این مقاله مورد تاکید است روند تاثیر گذاری متقابل بین فضا و چگونگی ادراک است و اثبات این مهم که نگرش معنایی و معنوی نسبت به اثر معماری و فضا علاوه بر نگرش هنری یک دیدگاه علمی و فنی بوده که بلکه از خیالات و تصورات جزمی و ایده پردازیهای بی اساس تهی است.
اگر ارتباط بین ادراک، روند تجربه معنایی، و معماری بیان گردد دستیابی به ادعای فوق محقق خواهد شد برای نزدیک شدن به مفهوم ادراک می بایست فکر و نقش آن در میدان ادراک تعریف گردد.
تصور عموم بر این است که فکر مجرد یا غیر مادی است، حال آنکه فکر به نوعی «مادیت» دارد. فکر را می توان جریانی با بار انرژی (Energy flux) شبیه به امواج از «ذرات عقلی» تشکیل شده و این ذرات به صورت امواجی با بار انرژی ویژه جریان تعلق کننده (فکر عقلانی) را به وجود می آورد. از سوی دیگر به این جریان اصلی تعقل کننده امواج دیگری نیز اضافه می شود که نقش تعیین کننده ای درسازماندهی میدان ادراک (آگاهی) دارند: مانند جریانهای غریزی، عاطفی، الهامی، تعلیمی و... در نهایت آنچه که منجر به تجربه ما از محیط اطراف می گردد رابطه است همان رابطه ای که فکر بعد از گردش در میدان ادراک به آگاهی تبدیل می شود و سازنده آن است.
رابطه است که قابل تجربه شدن است نه خود شی. در این روند تجربه که دانش یا شعور از راه همانند سازی است رابطه زیر حاکم است.
شیی درک (فکر) رابطه
ما فنجان قرمز را از دستمال سفره سبز متمایز می دانیم برای اینکه عصب بینایی ما الگوی موجی مغز را که با الگوهای ناشی شده از فنجان و دستمال سفره یکی است متفاوت می سازد. بسیاری از فلاسفه درباره مرحله ای از شعور سخن می گویند که در آن شخص همواره از این همسازی و هماهنگی میان میدان بیرونی موجی مشهود و میدان ادراک، خبر دارد. این کیفیت در آگاهی ذهنی که ما آن را با نسبت به جزیی پیوسته سازگار می یابیم تحت عنوان «دانش از راه همانندسازی»بوده و به عنوان مرحله مهمی در فرایند تکامل معنوی مورد ملاحظه قرار می گیرد.
حال آنکه با آگاه شدن از منشا بیرونی تجربه ملاحظه می کنیم که آن همواره مستمر با قوای درونی ادراک ومعرفت است و ما چیزی را که تجربه می کنیم این رابطه است، نه آن شی خارجی. پس کلا جهان عینی با حالت جسمانی، ذهنی، روحی و روانی فرد مدرک وابسته است و نتیجتاً با تغییرات روحی و روانی او تغییر می پذیرد.
لازمه بر قراری ارتباط معنوی و احساسی با قوای ادراک را نحوه نگرش به ماده تعیین و تبیین می کند چرا که با روشن شدن ماهیت ماده و ارتباط آن با ادراک ظاهری و معنوی می توان اثبات نمود که راز و رمزهای هنر مقدس مبتنی بر نگرشهای علمی بوده و فصل مشترک تمامی انسانهایی است که به نوعی با این هنرها بر خورد دارند.
هدف بسیاری از تعالیم باطنی سنتی این بود که ذهن را از طریق استمرار در روابط متناسب به مفهوم یکی بودگی باز گرداند، تناسب از نسبتها درست شده و نسبتاً مقایسه دو اندازه، مقدار، کیفیت یا ایده است و به وسیله فورمول b/a بیان می شود. پس نسبت واحدی از یک تفاوت را می سازد. تفاوتی که حداقل یکی از نیروهای حسی ما می تواند جوابگوی آن باشد. بنابراین جهان درک کردنی از الگوهای بغرنج و به هم پیچیده تفاوتها که یک تفاوت را می سازد، ساخته شده است از این رو نسبت b/a نه تنها تصوری بنیادی برای همه فعالیتهای ادراکی می شود، بلکه یکی از اساسی ترین فعالیتهای اصلی هوش را نشان می دهد که در آن مقایسه از دو چیز را نماد پردازی میکند و به این ترتیب یک اصل ابتدایی برای داوری ادراکی است.
نگرش های پیشین نسبت به شناخت ماده چنان بود که آنرا از نقطه نظر جوهر (ذرات و کونتا) مورد بررسی قرار می دادند اما نگرش امروز علوم نسبت به ماهیت بنیادی جهان مادی از طریق الگوهای نهفته صور موجی قابل تشخیص می باشد. با چنین دیدگاهی به نظر می رسد که هم اعضای ادراک ما و هم جهان مرئی و محسوس که ما ادراک می کنیم به عنوان نظامهایی از الگوهای محض یا ساختمانهای هندسی صور متناسب، بهتر فهمیده می شود.
نکنه مهم این است که کلیه اندامهای حسی ما در پاسخ به اختلافات هندسی یا تناسبی- نه کمی- وابسته به تحریکاتی که می پذیرند عمل می کنند به طور مثال هنگامی که ما یک گل سرخ را می بوییم به جوهرهای شیمیایی عطر آن پاسخ نمی گوییم بلکه فقط پاسخگوی ساختمان مولکولی هندسه آن می باشیم. این بدان معنی است که هر جوهر شیمیایی که با همان ترتیب هندسی آن گل سرخ پیوند داشته باشد به همان گونه بوی مطبوعی نیز دارد به همین ترتیب ما اختلافات کمی ساده را در فرکانسهای موجی صدا نمی شنویم بلکه اختلافات تناسبی و لگاریتمی میان فرکانسها را می شنویم. قوای مختلفه ادراکی ما نیز به نسبت میزان درک متناسب طیف وسیع فرکانهاسی ارتعاشی تقسیم شده و عمل می کنند. ما می توانیم این روابط متناسب را با عنوان گونه ای از هندسه ادراک بپذیریم این در واقع به این معنی است که به نسبت تغییرات تناسبی بین فرکانسهای صور موجی ماده هر محدوده تناسبی خاص قابل درک برای یکی از قوای ادراکی ماست.
در خود آگاهی بشر توانایی بی همتایی برای درک بی پرده فاصله موجود میان روابط ثابت مطلق که در اشکال وجود اینکه علم فیزیک علم ماده به تمامی معنای کلمه است، هنوز تعریف صریحی از ماده نداده است. به یک معنی ماده از نظر علم فیزیک، هر چیزی است که بتواند موضوع بررسی این علم قرار گیرد از طرفی تحقیق علمی دقیقاً عبارت است از جستجوی قوانین علیت. در نتیجه تعریف متافیزیکی ماده خلاف علم نیست، بلکه موافق با آن است و در عین حال مفاهیم مورد بحث را هم از دیدگاه متافیزیکی بررسی می کند.
به طور کلی ماده می تواند کم یا بیش لطیف باشد و به همان نسبت توسط حواس فیزیکی درک گردد بدین ترتیب خود واقعی، با اینکه به طور عادی خارج از حواس فیزیکی است ولی موجودی است «مادی» و به مراتب واقعی تر مملوس تر از جسم عنصری، اما در بعدی دیگر.
لذا هر آنچه را که در بعد فیزیکی با استعانت از تکنیکهای هنری (هنر مقدس) یا علمی معنوی (هندسه معنوی و مقدس) خلق کنیم بدون شک پس از پیمودن مسیر ادراک ظاهری (یا رابطه)، ادراک باطنی و حرکت از معلول به علت سرانجام مخاطبش را به علت اصلی، یعنی وحدانیت مطلق و حقیقت رهنمود خواهد کرد.
نتیجه اینکه نگرشهای معنوی و مقدس مبتنی بر اصول و روشهای حقیقی علمی، با استعانت از راز و رمزهای نهفته در بطن علوم همچنین: ریاضیات، شیمی، فیزیکی و... بدلیل بر قراری ارتباط تنگاتنگ با متافیزیک و قوه ادراک باطنی، بلاشک می تواند راهکاری برای عبور از خصلت ظاهر و بی محتوی یک مکان و نفوذ به بطن عمیق معنوی فضا و دادن غنای جاودانگی به ذات آن باشد.
2 - معماری آرامش
تمام تلاش، حرکت و تکاپوی انسانها را می توان تحت عنوان حرکت برای دستیابی به یک اصل و ارزش غایی خلاصه کرد: «آرامش و آسودگی». در این روزگاران که زمین آبستن گذار از هزاره ای به هزاره ای دیگر است مناسبات اجتماعی، فرهنگی، صنعتی و الگوهای زندگی روز به روز بر تعداد کلان شهرها و شهروندان آنها می افزاید. زندگی آدمیان در چنین مجتمع های زیستی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، دستخوش بسیاری تنش ها و نا آرامی هاست. بررسی عواملی که موجب ایجاد فشارهای روانی بر انسان می باشند در زندگی شهری مقوله ای پیچیده و گسترده است ولی بطور کلی می توان این عوامل را تحت دو دسته کلی عنوان کرد: فشارهای اجتماعی و فشارهای محیطی.
فشارهای اجتماعی به نوعی از روابط و اعمال بین انسانها ناشی می شود اما فشارهای مورد نظر این بحث فشارهایی است که محیط زندگی بر انسانها تحمیل می کند: شهر نشینان ارتباط خود را با صحبت به حداقل رسانده اند و ساخته های دست بشر قسمت اعظم محیط فیزیکی آنها را تشکیل می دهد سرعت بالای زندگی و تراکم بیش از حد جمعیت و خطوط خشن و کنج های تیزی که به جای خطوط نرم و منحنی های چشم نواز طبیعت چشمان را می خراشند محیط زندگی را تبدیل به محیطی تنش زا و سرسام آور کرده اند.
محیط زندگی ما در عین حال که می تواند عامل موثری در کاهش فشارها بر روان انسان ها و آرام گرفتن وی باشد، می تواند به عاملی تشدید کننده تبدیل شده و چه بسا عامل اولیه بسیاری از نا آرامی های فکری و روحی باشد.
سوال- معماران به عنوان یکی از تخصصهای جامعه در ارائه راه حلی برای این مشکلات چه نقشی می توانند ایفا کنند؟
هنر پدیده ای است که می تواند اثر مستقیم بر روح و روان بشر بگذارد. بالاترین چیزی که از هنرها انتظار می رود بر قراری ارتباط با روان آدمی است معماری در قالب یکی از کامل ترین (از بابت تنوع) و در بر گیرنده ترین (از باب مقیاس) هنرها، با پدید آوردن فضا تردیدی باقی نمی گذارد که تاثیر انکار نا پذیری بر زندگی و روح انسان دارد در این نگاشته رابطه میان فضای مصنوع و انسان تجربه کننده آن را تحت سه عنوان کلی مطرح می کنیم.
الف- مراتب فضا- قابلیتهای تاثیر گذاری فضا
در موضوع ادراک فضا از نظر تاثیر گذاری بر دریافتهای روانی انسان منظور از فضا، فضای کیفی با مراتب معنوی فضاست. به بیان ساده اگر محیط مصنوع انسان راشامل دو بخش کلی عینی و روانی بدانیم فضای کیفی آن جنبه از محیط را شامل می شود که فرد با آن ارتباط روانی بر قرار می کند. در همه ادوار تاریخ معماری به نحوی ریشه های امور کیفی در فضا مورد توجه بوده است.
ب- انسان به عنوان تجربه کننده فضا- تجربیات انسانها از فضا متفاوت است.
همه انسانها تجربه ای از فضاهای پیرامون خود دارند، تجربه ای که در کلیت خود مشکل بتواند در قالب کلمات توصیف شود. با فرض ثابت انگاشتن فضا، ادراک معانی و استنباط از فضا به قدری پیچیده و متنوع است که حتی در افرادی که جهان بینی و فرهنگ مشترکی دارند نیز صورتهای متفاوتی دارد. در این دریافتها روش زندگی، فکر و احساسات تجربه کننده فضا نیز تعیین کننده و موثر است علاوه بر عوامل فوق مبحث دیگری نیز در زمینه تاثیر گذاری فضای کالبدی بر انسان مطرح می شود.
ج- الگوی رویدادهای هر فضا
علاوه بر مراتب فوق و تجربه کننده آن همه حیات و روح فضا و ادراک ما از آن نه صرفاً به فضای کالبدی بلکه به الگوی رویدادهای آن فضا نیز بستگی دارد این رویدادها لزوماً می تواند رویدادهای انسانی نباشد، حتی آفتابی که بر لبه ی پنجره می تابد یا بادی که بر سبزه ها می وزد نیز جزء این رویدادهاست.
بنابراین تاثیر فضای معماری را نمی توانیم به عنوان امری تلقی کنیم که بر اساس معیارها و ضابطه های تعیین شده و قابل تعمیم به همگان تحقق پذیرد.
نتیجه- راه دشوار یک معمار برای خلق فضایی با ویژگی های کیفی و معنوی تنها زمانی میسر است که وی با شناخت، اشراف و مدیریت معمارانه همراه با انتخابی آگاهانه بهترین ساز و کار را ما بین این سه عامل یاد شده بر قرار کند.
هر چند این عوامل خصوصاً عوامل دسته دوم و سوم از سایر کنترل تمام و کمال وی خارج است اما در طول تاریخ همواره معمارانی هوشمند موفق به گذر از تصوری معین به تصویری از جنس فضا شده اند. دشواری و پیچیدگی یاد شده گرچه قالب چشم پوشی نیست ولی فضاهای کیفی بسیاری که بیانگر این مهم هستند امکان پذیری این ادعا را ثابت می کند براین مبناست که در مدیریت کنترل و طراحی محیط زندگی بسیاری ظرایف و فرازهایی نهفته است که معماران با شناخت صحیح و آگاهی و خلاقیت می توانند بستر مطلوب زندگی را که موثرترین مولفه در هدایت ذهن آدمیان به سوی آرامش و تکفر است بیافرینند در عین حال که نمی تواند به باز آفرینی کلی محیط زندگی امید داشت، نمی توان هم انتظار داشت که این آشفتگی و اغتشاش همچنان دایره تحمل شهروندان را تنگ تر کند.
معماری معنوی
تعریف معماری آرامش- می توان گونه ای از معماران را طراحی و سازماندهی کرد که در کالبدی تعیین شده بتواند امکان تجربه میزانی از تاثیر پذیری از یک فضا به منظور نیل به یک آرامش نسبی ذهنی را فراهم آورد. معماری ای که یک زندگی متفاوت از جریان روزمره زندگی در آن جاری است. معماری آرامش معماری ای برای کالبد روحی انسان است و مهمتر از پاسخگوئی به نیازهای فیزیکی از نظر حسی و روانی تاثیر گذار می باشد فضاهایی که فشار و خستگی ها را تعدیل کرده، ذهن و روح انسان را معطوف آن بعد فراموش شده زندگی نموده و تصویری نو پیش روی وی نهاده و او را از سطح پرهیاهوی شهر به عمق معنا و واقعیت هستی می برد فضاهایی که در آن پنجره هایی جلوی چشم انسان قرار می دهد تا با به یاد آوردن آن حقیقت بزرگ فراموش شده دغدغه های کوچک زنگی را از یاد ببرد. فضاهایی که در آنها چیرگی معنا بر صورت زندگی مطرح است.
و ما شاید تنها در سرآغاز راهی هستیم که به نظر می رسد در هزاره سوم معماری نمی تواند بی التفات به آن سیر تکاملی خود را طی کند...
معماری، زمزمه سکوت
ذهن انسان، همواره در تلاش است که سکون و سکوت را تجربه نماید در دنیای معاصر، که همه چیز «حتی ماشین هایی که برای آرامش بشر آفریده شده اند» دغدغه و آشفتگی را به انسان هدیه می دهند، اشتیاق به سکوت پاسخی یگانه و شگرف برای درک روح مکان و رسیدن به یکانگی است و نشان از بار مسئولیت معمار برای خلق آن دارد. در فضای آشفته، به جستجوی جاودانگی دویدن، کاری بس عبث می نماید پس جایگاه سکوت در معماری و شکل دادن به فضا مهم و حیاتی است.
نه اعتقاد به سکوت به عنوان صدای زمینه که خود «سکوت» معمار را در شناخت فضا و درک مفاهیم ورای آنچه دیدنی است یاری می دهد اغلب انسانها برای درک یک مفهوم دست به مقایسه می زنند مثلاً برای بیان اینکه نور، نعمت بزرگی است شروع به توصیف تاریکی می کنند و یا سکوت همیشه در تقابل با چیزی به نان صدا، با مفهوم انگاشته می شود به ندرت اتفاق می افتد که «واژه ای » یا «بوده ای» را به خاطر خود آن و به منظور دریافت و درک مفهومی که خود آن دارد مورد بررسی قرار دهیم، نه اینکه ارزش آن را در مقایسه با چیزی در ضدیت وصف کنیم به عبارت دیگر به چیزی پناه بردن برای خود آن نه برای فرار از چیزهای دیگر- و اینجاست که آگاهی و خلاقیت معمار در آفرینش سکوت، نقش بس حیاتی و انکار ناپذیر می یابد. بدون تعصب به اینکه معنی را که می خواهد به فضا بدهد، از آن خود بداند.
فضای شنیداری ویژگی های متفاوتی نسبت به فضای بصری دارد حس شنیداری بر خلاف حس بینایی که خود آگاه است غیر قابل کنترل می باشد یعنی نمی توانیم مانع ورود داده ها به گوش و از گوش به ذهن خود شویم بنابراین دست یافتن به سکوت بسیار پر ارزش است زیرا به سادگی میسر نمی شود. باید بدانیم که چه چیزی را می خواهیم «ببینیم» و این در فضای مشوش هرگز حاصل نمی شود معماری گویی دریچه ای برای پیوند به این حقیقت است برای گذر از زندگی پر همهمه ی برون دیواری و نا همگون معاصر و رسیدن به درون به یک هشتی، به یک حیاط مرکزی یک باغ و یا یک حوضخانه.
معمار به عنوان آفریننده ی سکوت، به جستجوی یک رابطه است رابطه ای میان فضا و روان آدمی، و چه دشوار است خلق و آفریدن آفرینشی از نوع فضا، مکان حضور. که گاه به شکل یک حوضخانه ظاهر می شود و گاه در چشم انداز وسیع یک باغ و شاید حتی در قاب یک پنجره و مهمانی عظیمی بر پاست سکوت اگر به معنای درست قابل تجربه کردن باشد، یک رقص است نه یک رقص معمولی که سماعی از ژرفای قلب وجد، سرور، سرمستی هنگامی که به ذهن اجازه دهیم که در غنای وسیع فضا غوطه رو گردد، در این رقص گرفتار می آید بسی صعب می نماید وظیفه ای این خالق دریافتن این رابطه که در آن بتوان فاصله ی میان دنیای بیرون و درون را پل زد عجیب جستجویی است و سیدن بس طربناک است و حالا فاصله ای نیست درک ،ا و روج مکان به خودی خود طلوع می کند، از بطن ما می آید و از عمق ضمیرمان بر می خیزد رابطه معکوس می شود فضا خالق را تسخیر می کند و نوع بشر را و سرمستی و دیوانگی را به ما هدیه می دهد در این حالت انسان ناپدید می شود ولی ناپدید شدن انسان ظهور خداوند است از «هیچ» حالتی دیگر زاده می شود که بودن نام دارد زندگی، حضور، فضا... چیزی در تهی و بی چیزی ما بر می خیزد و انسان را بر می انگیزد که در آن خلوص نبودن تاب بخورد برقصد، بگردد، بپرخد و به خود اجازه می دهد که موسیقی زیبای سکوت، او را پر کند، شگفت زده می شویم، وقار فیض و سعادت بر ما می برد شخصیت نا پدید شده تنها حضور است و نور به اوج آسمان پر می کشد روانمان را می گرداند و چیزی در ما دگرگون می شود در این فضا کسی برای دیدن نیست و چیزی تنها خداوند حضور دارد و تنها با رخ دادن خداوند است که می توانیم ارضاء شویم و مسرور باشیم نبودن راه بودن است و سکوت مناسب ترین روش برای از میان برخاستن و چه بی همتاست حس معماری در آفرینش سکوت فضا.
هنگامی که روان آدمی از سرعت هیجان، ارتفاع، و دغدغه ی دنیای معاصر به تنگنا می آید، قداست سکوت بر ما جلوه گر می شود و علتی بر پرواز خیال و روح ... هنگامی که متوجه درون می شود، می تواند به مرحله ی تازه ای از خود شناسی و درک دوباره ای از خویشتن برسد و وقتی توانست درست خود را بشناسد و دریافت صحیحی از خود داشته باشد می تواند فضایی را هم که برایش طراحی شده خوب درک کند و تنها در این لحظه است که حس لذت را تجربه می کند. معماری سکوت پرداختن به سکوت نه به عنوان مفهومی خالی و بی چیزی و بی صدایی که به عنوان زمزمه آرامش، پدیده مهمی است که می بایست با روح معماری عجین باشد. همه چیز از سکوت آفریده شده انسان از هستی جدا نیست و همه چیز یکی است پس انسان نیازمند سکوت و محیط زندگی او نیز، در اینجا عناصر مطرح نیستند که روح فضا مهم است، آب، خاک، نور، رنگ و هر آنچه بتواند سکوت بیافریند، ارزش می یابد همین که نور ذهن انسان را گیرد و جاودانگی رنگ می یابد یک درخت در یک باغ سایه اش را می بخشد، تا متوقف شویم ، بایستیم و رها از التهاب، سکون و سکوت و ابدیت را در پناهش تجربه نماییم اینها فضا را می آفرینند، معماری را، حیاط را، پنجره را.
و اینجاست که شرایطی مهیا می شود تا انسان از تعلقات دنیوی به خدا برسد و یا بهتر بگوییم به خود که همان خداست، اگر بخواهد و شاید خدا چیزی نیست جز انسان کمال یافته یا به دیگر زبان، انسان چیزی نیست جز خدای دارای نقص خدایی که قادر به ارتکاب نادرست هاست و قادر به رسیدن به عرش اعلاء.
خدا خود به معنای کامل و در بر دارنده کمال است پس ما خود اوییم، باید اینگونه باشیم و این ممکن نیست جز با شناخت توانایی های نهفته در وجودمان و این زمانی ممکن می شود که به خود بیاندیشیم و اندیشه ممکن نیست جز در آرامش و«فضایی مسکوت».
4 - آب و روانشناسی
انسان مجموعه ای است پیچیده از روح و ذهن و جسم، همانگونه که جسم آدمی به غذا نیازمند است، ذهن و روح او نیز طالب عناصری است که به او آرامش ببخشد. در جامعه شهری که ساختمانهای بلند و خیابانها و زندگی ماشینی همه جا را احاطه کرده است، جلوه های زیبایی و هنر، بهترین پناه برای روح خسته و آرامش طلب آدمی است.
امروزه در شهرها شاهد عناصری با بافت سخت مثل بتن و... به جای عناصر طبیعی هستیم. لذا باید با به کارگیری بخشی این مکانها می توانند پارکها و باغهای شهری باشند. آب یکی از این عناصر به شمار می رود و چه در حالت سکون و چه در حالت حرکت نوازش دهنده روح انسان است حرکت و موسیقی آب، در جلوگیری بیشتر فضای سبز نقش در خور توجه دارد می توان آب را به صورت جویبار و چشمه برای نقاط آرام و بی سر و صدا و به صورت آبشار و فواره های بزرگ برای نقاط پر از ازدحام و شلوغ طراحی کرد.
بی شک طراحی مسجد از زمره طرح های سهل و ممتنع معماری محسوب می شود سهم از آن بابت که فاقد ارتباطات فضایی پیچیده است و ممتنع به دلیل آن که پاسخ گویی به زیبایی محسوس و معقول آن تعمق بسیار طلب کرده و تفحص در حوزه های مختلف معارف و علوم را ضروری می سازد.
تقرب به لحظات ملکوتی و شرایط محیطی موثر:
عمده ترین شرایط محیطی به قرار زیرند:
1- همسازی محیط با ارزش قداست.
محیط خود از ابتدا نباید محمل رفتار با بستر چیزی نا متجنس با شان مسجد و قداست آن باشد تا زمینه دغدغه خاطر فراهم آید. از این لحاظ طراحی پلان مسجد هر چند که فاقد پیچیدگی است از حساسیت ویژه بر خوردار می گردد.
2- همسویی محور حرکت و محور توجه
منظور محور حرکت، مسیر و جهت حرکت انسان در روی سطح افقی چه طبیعی چون زمین و چه مصنوعی مانند کف های ساخته شده است. این محور ابتدا و انتها دارد و از قانون حمار یعنی کوتاهترین فاصله میان نقطه ابتدا و انتها تبعیت می کند. همتای محور حرکت در طراحی معماری خط سیرکولاسیون است.
محور توجه (Attention Line) در مقابل خطی است مجازی که انسان میان خود و چیزی مادی یا معنایی که جلب توجه او را می کند ترسیم می نماید. این خط در عالم ذهن وجود داشته و مستقیم احساس می شود. چنانچه کانون توجه نمود مادی داشته باشد محور توجه حسی (perceptive attention line) و چنان چه از جنس معنایی باشد محور توجه معنایی (cognitive attention line) نامیده خواهد شد برای مثال محور توجه ما به خانه خود از نوع حسی و محور توجه ما به ارزش های اعتقادی و اجتماعی چون عدالت، انصاف و صداقت و غیره از نوع معنایی است. شایان ذکر است که وجود محور توجه حسی و محور حرکتی در بسیاری از تجربه های زندگی مشهود است و یکی از وظایف عمده معماری سازماندگی این محورها است، ضمناً باید توجه داشت که در بسیار ی از موارد به ازاء هر محور توجه حسی، یک محور توجه معنایی و یا بالعکس در ذهن حاضر می شود که در آن صورت این دو محور همتای یکدیگر از دو مرتبه متفاوت عالم وجود به شمار می روند.
3- چگونگی همسویی محور حرکت و محور توجه
هر گاه محور توجه حسی تشکیل و حرکت به سوی آن آغاز شد وضعیت محور حرکت انسان نسبت به آن، فاصله این دو محور نسبت به یکدیگر و چگونگی حرکت نسبت به محور توجه، قابل ارزیابی می شود و در تعادل ذهنی اثر می گذارد.
داوری درباره رابطه مطلوب محور حرکت و محور توجه را هنجارهای فرهنگی جامعه بر عهده دارند. در جایی که رعایت طمانینه دوری و احتراز، از دسترسی سریع و بی واسطه، مطلوب باشد پیچ و تاب محور حرکت در راستای محور توجه پسندیده می افتد و در شرایطی که وصال هدف امری فوری و فوتی می شود، کوتاهترین فاصله بین این دو محور مطلوب می گردد. خوشبختانه گنجینه معماری ایرانی از جهت تنظیم محورهای توجه و محور حرکت نسبت به هم پر از نمونه های موفق است.
تا آن جا که به طراحی مسجد مربوط می شود اشتیاق رسیدن به حوزه محراب از لحظه ورود به عرصه اندرونی و محور توجه به یکدیگر نزدیک و در صورت امکان بر هم منطبق گردند.
وجود محیطی امن برای زندگی در کنار سایر نیازهای اساسی فیزیولوژیکی انسان مثل غذا، سر پناه و بهداشت از ضروریات و نیازهای اصلی انسان است احساس نا امنی در محیط و نگرانی های ناشی از مکانهای نا امن سایر فعالیتهای انسانی را تحت الشعاع قرار می دهد و امور اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به درستی انجام پذیر نخواهد بود. نابهنجاری های اجتماعی نا امنی محیط زندگی و سلب کننده امنیت مناطق شهری و در نتیجه مختل شدن آسایش و آرامش مردم است.
|
نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 08 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
آب و معماری |
-
آب و معماری
در همه دوران تاریخی معماران ما آب را در مجموعه های خود وارد می کردند و گنجینه ای از خصوصیات فیزیکی ، مذهبی و اسطوره ای را به خدمت می گرفتند تا معماری آنان از غنای بیشتری برخوردار باشد .
چنان که می دانیم نزد ایرانیان از روز گاران بسیار کهن آب مانند آتش مقدس بوده به گواهی اوستا و همه نامه های دینی پهلوی و بسیاری از نویسندگان یونان و روم و خود همین هردوت ایرانیان آب و آتش را بزرگ می پنداشتند و می ستودند و آلودن آنها ازگناهان بزرگ به شمار می رفت آب خواه شیرین و خواه شور چه رود و چه دریا در خور ستایش و نیایش است .
آب و آتش لازم و ملزوم یکدیگر برای ادامه حیات می باشند .هر دو هم هستی بخش و هم ویرانگر هستند .
پرستشگاهان بسیار باشکوه آناهیتا (ناهید) ،ایزد نگهبان آب، در سراسر ایران زمین و خاکهای همسایه برپا بود . آبان یشت و آبان نیایش که در اوستا به جای مانده در ستایش همین ایزد است از این گذشته بسا دریای شور و رود های شیرین درنامه کهن سال یاد گردیده و ستوده شده از آنهاست وئوروکش Vouru Kaska (دریای گرگان ،خزر ) چئچست Caecasta ( دریاچه ارومیه ) کاسائویه Kasaoya (در پهلوی ، کیانسیه =دریاچه هامون = زره سیستان )، دائیتیا Daitya (در پهلوی ، روت داتیک یا وه روت =آمویه ، جیحون) و جز اینها ستایش آب نزد ایرانیان بیش از این است .
احترام به آب
احترام ایرانیان به آب توسط اردوسیو آناهیتا فرشته آب و احترام به درختان و پرستیدن آنها در ایران قدیم وجود داشت (چنین چون بود مردم گز پرست – شاهنامه)بعدها در اروپا بصورت احترام به چاه (بویژه در انگلستان ) و گذاردن درختان کریسمس در کلیساها شد.
مروری بر تاریخچه آب گرمابه و پاکیزگی در ایران
هرودت مورخ یونانی چنین می نویسد « … ایرانیان … در آب تف نمی اندازند در آن دست نمی شویند و متحمل هم نمی شوند که دیگری آن را به کثافت آلوده کند و احترامات بسیاری برای آن منظور می دارند …».
استرابون جغرافی دان می نویسد :« ایرانیان در آب جاری استحمام نمی کنند . در آن لاشه و مردار و آنچه ناپاک است نمی اندازند … به خصوص احتیاط می کنند که آب را به خون نیالایند …»
آگاتریاس مورخ یونانی قرن ششم بعد از مسیح نیز نوشته های هرودت و استرابون را مبتنی بر اینکه ایرانیان آب جاری را به هیچ وجه به کثافات نمی آلایند و دست و روی در آن نمی شویند و به آن دست نمی زنند مگر برای آشامیدن و یا آب دادن به گیاه تایید می نماید .
آئین شستشوی مهر پرستان
سابقه مراسم شستشو در ایران زمین به پیش از زمان زرتشت می رسد و به نظر می آید که مهر پرستان برای انجام مراسم مذهبی می بایستی به مدت سه روزو سه شب در فواصل معین غسل کنند تا قادر گردند در برنامه های دینی شرکت جویند . اهمیت آب در مذهب مزبور به حدی بود که می بایستی مهرابه ها یعنی عبادتگاهشان در محلی قرار گیرد که آبی روان از کنارش بگذرد یا اینکه در کنار چشمه ساری قرار داشته باشد . با این ترتیب یکی از اعتقادات آئین مهر شستشو و حمام رفتن به عنوان یک فرضیه مذهبی بوده است .
شستشوی در آئین مزدیسنا
در آئین مزدیسنا نیز پاکی جسم و روان از اهمیت ویژه ای بر خوردار بوده است . بر اساس این تفکر و اندیشه وابستگی پاکی جسم و روان به یکدیگر از نعمات بزرگ شمرده می شده است .
به همین جهت برای دور نمودن آلودگی و گناه همواره شستشو می کردند و معابدی برای فرشته و پاسدار آب آناهیتا ترتیب داده بودند که اگر چه از تشریفات در آن مکان اطلاع کاملی نداریم ولی به احتمال قوی در ارتباط آب مراسم تطهیر انجام می گرفته است .
ناهید یا آناهیتا
ناهید که مقام ایزدی در آئین زرتشت دارد و نگهبان آب می باشد در نزد ایرانیان خاصه دوران ساسان مقامی بس ارجمند داشته و مورد ستایش بوده است . ناهید و آناهیتا به معنی پاکی و بی عیبی است و منظور از اردوی « سور آناهیتا » بنا به متن آبان یشت هم نگهبان آب و هم رودی مینوی و تصوری است که مظهر تمام آبهای روی زمین است .
ناهید یا آناهیتا اثری از خود در کتیبه های باقی مانده از دوران شاهان هخامنشی به جا نگذاشته است ولی پاره ای از مورخان وقایعی که از جهتی به ناهید مربوط می شود ذکر نموده اند . بنا به گفته مورخ کلدانی بروسوس که در قرن سوم قبل از میلاد مسیح می زیسته اردشیر دوم ستایش ناهید را در قلمرو حکومت خود معمول داشت .
معبد آناهیتا در بیشاپور
یکی از ساختمانهای مهم و شاخص دوره ساسانی بیشاپور موسوم به معبد آناهیتا دارای حجم مکعب شکلی است که نیمی از آن درون زمین قرار دارد وچرخش آب از مسیر های زیر زمینی به داخل مشهود است . آب پس از وارد شدن به حوضچه مربع شکل آن از مسیر دیگری خارج می شود اگر چه مراسم خاص مربوط به آن مشخص نیست ولی واضح است که آب در این بنا در درجه اول اهمیت قرار دارد .
این بنا مهمترین مدرک تاریخی در استفاده از آب درون یک ساختمان در شهر بیشاپور با وجود اینکه رودخانه شاپور در کنار شهر است .
آب انبار
نیاز به آب در سراسر راههای ایران و در اکثر شهرهای این سرزمین باعث ایجاد معماری آب انبار شد که هم آب را مدتی ذخیره کنند و بعضی از آب انبار هایی که در شهرهای خشک کم آب ساخته شده خود اثری بسیار زیبا و از لحاظ معماری شایان توجه است . سابقه ساخت آب انبار در ایران بسیار طولانی بوده و هنوز آب انبارهایی از قرن ۶و۷ هجری به جا مانده است. برای اینکه آب داخل آب انبار نگندد چند بار آهک ونمک داخل آن می ریختند بدین ترتیب روی آن لایه بسته شده و اگر پرده روی آن پاره می شد آب آن می گندید وغیر قابل استفاده می شد.
شیوه های مختلفی برای ساخت آب انبارها در نقاط مختلف ایران به کار می برند .
خزانه بعضی آب انبارها مثل آب انبار حاج آقا علی در کرمان خیلی بزرگ است به طوری که زیر کاروانسرای آن تماما خالی است . در آب انبار وزیریا میرزا مقیم ۴ بادگیر دارد و آب آن در تابستان بسیار خنک است . تمامی ساختمانهای وابسته به راه با آب با طراوت می شوند مثل ساباط ، رباط ، کاربات وکاروانسرا . ساباط ، که خود به معنای آسایشگاه و رباط به ساختمانهای کنار راه و به ویژه بیرون از شهر اطلاق می شود.
شیوه های آبرسانی در تمدن اورارتو
آبداری آبیاری از مسائل بسیار مهم و توجه به آن در کشور اورارتو به حدی بوده که بعضی از محققین این تمدن را دارای جامعه هیدرولیک می دانند تامین آب آشامیدنی ساکنین قلعه ها و استحکامات نظامی که اغلب در ارتفاع نسبتا زیادی از محیط اطراف خود قرار داشتند . به خصوص در زمان حصار بندان دشمن ، به زیر کشت بردن زمینهای بایر و مرتفع تر از سطح منابع آبی موجود . هدفی بوده که در طول سه قرن و اندی حکومت این دولت دنبال شده است .
بسیاری از متون نوشتاری اورارتویی به فعالیتهای عمرانی اختصاص دارند و در این میان تاکنون حدود سی کتیبه که به اهداف کانال ، دریاچه ذخیره آب ، سد ، آب انبار و سایر تاسیسات هیدرولیکی پرداخته اند به دست آمده است .
برای تامین آب آشامیدنی در قلعه وان چشمه های موجود در داخل باروها که امروز نیز جریان دارند ، امکان برداشت آب در مواقع اضطراری را بدون مواجهه با دشمن فراهم می کرده است . در توپراخ قلعه جهت جمع آوری آب باران ، تمهیداتی در بخش های صخره ای قلعه به کار رفته بود. در دواتی بلور (آرگیشتی هینیلی)در ارمنستان و در چاووش تپه (ساردوری هینیلی) در ترکیه ،انبار های بزرگی جهت ذخیره آب در صخره ها تراشیده شده بود . در بیشتر قلعه های اورارتویی روش آخر جهت تامین آب در مواقع ضروری اعمال می شد.
سدها ، دریاچه ها و کانالهای آبیاری متعدد ساخته شده توسط اورارتوها باعث رونق کشاورزی در کشور شده بود . این تاسیسات ساختاری داشتند که در مقابل زلزله های شدید معمول منطقه مقاوم بود و به همین دلیل بیش از موارد مشابه خود که در دورانهای بعدی ساخته شدند کاربرد داشتند.
آب و هنر در باغ
یکی از عناصر اصلی و حیاتی در باغ وجود آب است که قسمتی از آن منحصرا برای آبیاری حفاظت گیاهان و بخش دیگر به منظور ایجاد و خلق زیبایی در طراحی مورد استفاده قرار می گیرد. ولی آنچه که مورد توجه است وجود و تاثیر آب از دیدگاه خلق زیبایی و تنوع در محیط از قبیل تشکیل انواع نهرها ،به طور مصنوعی آب نما ها (حوض و حوضچه ) آبشارها چشمه های مصنوعی ،حلقه چاه ها استخر و آبشخور پرندگان است .
از طرف دیگر وجود آب در باغ به هر یک از صور فوق ،خود به نحوی در متعادل کردن درجه حرارت هوا ، تامین رطوبت نسبی جهت گیاهان و ایجاد طراوت خاص موثر می باشد که نتیجتا مجموعه این عوامل از یکنواختی و خشکی محیط می کاهد . بنا براین لازم است در مورد صور مختلف کاربرد آب در باغ ، به طور جداگانه به اختصار توضیحی داده شود .
فرق باغهای ایرانی و اروپایی در این است که اروپاییان به دلیل داشتن آب و هوای معتدل به پرورش گل و بوته اشتیاق دارند به خاطر اینکه بتوانند از آفتاب بیشتری برخوردار شوند ولی ایرانیان بدلیل اینکه هوای گرم و خشکی دارند بیشتر از بوته استفاده میکنند تا از سایه و خنکی سایه استفاده کنند و از آب نیز استفاده زیادی در باغ می کنند تا باغ را با طراوت کند .
پناگاههای بین راه گاهی قهوه خانه هایی بودند دارای حوض آب و مقداری گلدان در گرداگرد حوض و بعضی از اوقات باغچه ای معطر که نهر آبی در آن جریان داشت .
خشکی و بی درختی فلات ایران باعث شده است که باغ را نمونه ای از بهشت موعود بدانند . چهار باغ طرح نمونه باغهای ایران است که در آن ممکن است یک محور بلند تر از محور دیگر باشد .از زمان ساسانیان در اینگونه طرحها در شکار گاهها در محل تقاطع محور ها کوشکی بنا می کردند .آب وسیله اساسی ایجاد باغ در ایران است .
-
آب و معماری
وسیله اصلی تهیه آب در ایران کاریز است . از دوره هخامنشیان قنات مرسوم بوده است . آب قنات تقریبا با یک میزان واحد در تمام سال از دهانه قنات خارج می شود .
قالی در حومه اصفهان بافته شده است و بافنده در طرح آن از باغهای معاصر شاه عباس الهام گرفته است باغ مذبور به قدری بزرگ است که هر یک از قسمت های چهار گانه آن نیز به وسیله نهر های آب به چند قسمت دیگر تقسیم شده است در استخر بزرگ که در مرکز باغ واقع گردیده است تصویر یک کوشک در ارتفاع مستقیم به چشم می خورد و امکان دارد که این کوشک در پشت استخر واقع شده است .گنبد ظریف این کوشکها از کاشیهای به رنگ آبی پوشیده شده است .
ایجاد باغ بدون آب مخصوص ایالت خراسان و شمال شرقی ایران است .حوضخانه به معنی حوضی که در داخل عمارت تعبیه می کنند . غالبا حوض یا استخر را در یکی از محور های اصلی فضای خانه یا باغ احداث می کنند به طوری که طول حوض یا استخر در امتداد طول فضای منزل یا باغ قرار بگیرد و برای آنکه هنگامیکه حوض یااستخر پر از آب می شود مقدار آب زیادی به طبق اصل جاذبه زمین به بیرون سرازیر شود، در ساختمان آن شیب مختصری می دهند . ایرانیان اطراف استخر را از سطح آن قدری بالاتر می برند و یک نوع آبرو برای آن تعبیه می کنند که مقدار آب اضافی را به خارج می برد واین روش خاص ایرانیان است هرگاه ذخیره آب به حد کافی باشد این حوض ها و استخرها همیشه لبریز ازآب می باشند به طوری که از یک فاصله کوتاه شخص پهنه ای از آب را مشاهده میکند که به نظر نا محدود می آید .
از علائم مشخص و بر جسته دوران صفویه در اصفهان احداث حوضهای پاشویه دار است بعضی از آنها دارای چهار پاشویه بوده که هریک را زیر دیگری تعبیه می کردند .
به طور کلی آب در استخرهای بزرگ به خاطر تیرگی و انعکاس آن مورد پسند ایرانیان قرار می گیرد کف جویهای رو باز را با کاشیهای آبی می پوشانیدند .
استخر
طبیعت گرایش موجودات به آب و آب تنی، سبب شده که انسان ها بالاخص به نحوی از انحناء از این موهبت حیاتی تا آنجایی که میسر است ، حداکثر بهره برداری را بکنند . از آنجایی که سیر تسلسل علمی و تاریخی می نمایاند ، انسان ها از آغاز تا تا به امروز ارتباط خاصه خود را با آب حفظ کرده اند . اقوام و مردمانی که در کنار دریا و دریاچه ها می زیستند حداکثر امکان را برای استفاده از آب داشته اند آن دسته که امکان کمتری در اختیارشان بوده از آب های معدنی ، برکه های طبیعی، رودخانه ها و … سود برده اند .
سیر تاریخ وافزایش تجملات حیاتی ، تکنولوژی مدرن و امکانات مالی ،انسان را بر آن داشته که نیاز به آب تنی را با احداث حوض ،حوضچه یا استخر در منازل ، استخرهای محله ای و کوچه ای یا استخرهای عمومی در استادیوم ها بر آورده کنند .
اگر به طرحهای مختلف استخرها توجه کنیم ، می بینیم که این گونه استخرها در اوایل قرن بیستم بیشتر به صورت مستطیل ، بیضی یا به اشکال هندسی منظم بوده است در طول قرن حاضر بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم ، در طرح اینگونه استخرها تجدید نظرهایی گردیده و اشکال هندسی نا منظم با خصوصیات بهداشتی بیشتر ،تزئینات نوری و تولید امواج مصنوعی در آب ، تفنن خاصی را به همراه آورده است .
در منازل بر حسب موقعیت ساختمان و امکان وجود فضای کافی ، استخرها در اندازه و اشکال مختلف ساخته می شوند.
آب نماها
یکی دیگر از عوامل تزئینی تلفیقی و ارتباطی با محیط که به نحوی در فضا و مکان باغ موثر می افتد انواع آب نماها می باشد . این نوع آب نماها را در زبان فارسی با توجه به روابط سنتی که سینه به سینه انتقال یافته حوض و حوضچه می گویند ولی در حقیقت این دو ( حوض و حوضچه ، آبنما ) با یکدیگر فرقهایی دارند در حالی که هر دو فضایی یا انباری از آب است .
متخصصین فن این فرق را اینگونه توجیه و توصیف می کنند آب نما حوض و حوضچه هر کدام از نظر معماری تابع اصول معین و خاص خود می باشند . آب نماها دارای عمق کمتر از حوض و حوضچه ها است و با تزئینات مدرن از قبیل چراغهای رنگارنگ مخصوص داخل آب فواره های متنوع گاهی جایگاهی برای گیاهان آبی و باغچه های در کنار یا در وسط آن بوده و اشکال آنها کمتر از اصول هندسی منظم پیروی می کنند . در این آب نماها بیشتر از اشکال تغییرشکل یافته هندسی استفاده می شود.
معمار فواره ” تروی ” می گوید : این فواره نشان دهنده حرکت کلی آب است که هرگز از عمل خود باز نمی ایستد و توقف آن حتی برای لحظه ای نا ممکن است.
فواره ها به طور خطی بر روی محورهای اصلی با عث تشخّص مکان می شوند و مسیرهایی را بوجود می آورند که راهنمای انسان در فضا می شود . فواره ها در واقع موسیقی فضاها محسوب می شوند . می توانند کوتاه و زمزمه گر بوده و مثل موسیقی متن عمل کنند و می توانند با نشاط و پر هیاهو بوده و شادی بخش فضای اطراف شوند . بر خلاف فواره ها ، چشمه ها و رودخانه ها که ذاتا عناصری جنبشی هستند، دریاچه ها ، آبگیرها و حوض ها عناصری آرام هستند . آبهای راکد به طور طبیعی انعکاس دهنده تصاویر هستند و منعکس کننده آسمان هستند . آب نماها آینه محیط اطراف هستند .
در معماری ما حوض به عنوان سمبل آب راکد استفاده می شود . حوضهای جلو بناها مکمل معماری می شوند و مانند آینه آنها را در خود منعکس می کنند . نمونه بارز آن چهلستون است .
صدای که آب تولید می کند نیز مانند مفاهیم خالص بصری آن تنوع دارد . آب با برخورد با مانع و یا زمان عبور از روی سطوح نا هموار و یا ریزش بر روی خودش ایجاد صدا می کند . توجه به مفاهیم صوتی آب از اهمیت زیادی بر خوردار است . اکر صدا خیلی کم باشد می تواند حتی ناراحت کننده شود مثل چکه شیر آب . صدای زیاد در فضاهای محدود که بیش از تحمل فضاست ، مبتذل جلوه می کند .
نهرها
شرح و توضیح اختصاصی درباره نهرهایی که جنبه تزیینی داشته باشد، بستگی کامل به سلیقه و ذوق فردی دارد . بنا براین اگر ایجاد نهرها صرفآ به منظور آبیاری باشد و می توان از آن نیز برای خلق زیبایی به صور مختلف استفاده نماییم از شیب ها یا گردش های آب در زوایای مختلف و آبشار های کوچک و شره آب استفاده می شود تا صدای آرامش بخش آن روان خسته رهگذران را بیاساید .
درکتاب آثار ایران
در مورد چهار باغ اصفهان در عصر شاه عباس پیترودلاواله توضیحاتی بس زیبا داده است که قسمتی از آن بدین شرح است حوضهای بسیار متناسب و در اشکال مختلف دیده می شود که همگی بدون لبه هستند وآبی که در سطح سنگ فرش خیابان جاری است به آنها می ریزد البته برای عبور سواره و پیاده راهی در کنار وجود دارد و این حوض از جویبار بزرگ وسط خیابان تغذیه می کند .
شاردن که حدود ۵۰ سال بعد در زمان شاه سلیمان سفرنامه خود را نوشته چنین می نویسد : همه جای این خیابان یک دست نیست و تراسهایی است که هر یک حدود ۲۰۰ قدم طول دارند این تراسها در این سوی رود خانه هر یک از تراس قبلی خود حدود ۳ پا پایین تر و در آن سوی رود به عکس به همین اندازه بلندتر است و این تفاوت ارتفاع به همراه فواره ها حوض ها و آبشار هایی که در حاشیه تراسها به نمایش می گذارد و سپس به توصیف هفت حوض که میان کوشک و رود خانه قرار گرفته می پردازد .
اینک آنچه فلاندن و کوست در سال ۱۸۴۰ به هنگام سفر به ایران درباره چهار باغ نوشته اند «… چهار ردیف چنار غول آسا با تنه های عظیم الجثه و سر هایی که چون چتر به هم پیوسته اند پنج شعبه خیابان پهن و مستقیم را در مقابل چشم های ما گشوده اند که فقط طول زیاد آنها مانع می شود که قادر باشیم انتهای آنها را ببینیم . در شعبه وسطی کانالی که تمام عرض خیابان را گرفته وجود دارد که در آن آبی زلال جاری است . در هر ۲۰۰ قدم آب به داخل حوض هایی بزرگی می ریزد و با تشکیل چندین آبشار از یکی به دیگری می رود . از هر سوی این حوض ها کوشک هایی الوان و یا پوشیده از کاشی ساخته اند . در حد فاصل آنها باغهای وسیعی است که شاخ و برگ درختان آن ها از بالای دیوار هایی که به خیابان شکل داده اند سر زده اند و به سلسله ای از طاق نماها زیبایی بخشیده اند .
در این زمان متاسفانه چهار باغ به صورت خیابانی تجارتی در آمده . دیگر نه حوضی بر جای مانده و نه آبشاری و نه کاخی با این همه هنوز هم به هنگام عصر تفرجگاه ساکنان اصفهان است .
حوضخانه های کاشان
نظر به اینکه کاشان در حاشیه کویر قرار گرفته و دارای آب و هوای کویری است و در بعضی از ماهها ، گرمای هوا طاقت فرسا می شود ، بخصوص که از نظر آب ، و مواهب طبیعی هم در مضیقه می باشد لذا معماران مبتکر و خوشفکر و چربدست این شهر با ابداع احداث خانه های گودال باغچه و ساختن یک یا دو طبقه ساختمان در اعماق زمین ،ساخنمانها را به صورتی طراحی کرده اند که علاوه بر استفاده از خواص نارسانایی مصالح سنتی ساختمانی ،نوع طرح و نقشه بنا نیز در عدم انتقال و جابجایی حرارت و یا مقاومت در مقابل گرما و سرما و سر و صدا ، محیط و شرایط راحتی برای سکنه فراهم آید و بعلاوه از نظر اختلاف سطح و شیب نیز به صورتی باشد که آب جاری قناتها هم به آنها مشرف باشد .
بررسی نشان می دهد که داشتن عمارت حوضخانه ، یکی از علائم و نشانه های تشخّص و تعیّن هم بشمار می آمده است و لذا افرادی که از نظر مالی امکان ساخت چنین بنایی را می یافته اند ،از لحاظ اظهار وجود و پیدا کردن شخصیّت اجتماعی و سر شناس شدن در جامعه هم مبادرت به احداث حوضخانه می کرده اند تا علاوه بر برخورداری از فضای مطبوع آن در تابستان ، به عنوان طبقه ممتاز جامعه هم مطرح باشند .
از عناصر و فضا های تاج محل به روایت پادشاه نامه (ملا عبدالحمید لاهوری)
چهارخیابان ، نهر ها ، فواره ها ، چبوتره و حوض باغ
در چار[چهار] خیابان وسط باغ که به عرض چهل ذراع است -نهری است به عرض شش گز-و درآن فواره ها از آب دریای جون جوشان -در ملتقای انهار چبوتره است به طول و عرض بیست و هشت گز که نهر مذکور اطراف آن گشته – و در وسط چبوتره حوضی است به طول و عرض شانزده گز و در آن پنج فواره نصب شده – فرش خیابان های این نمودار جنت از سنگ سرخ است که آن را به طراحی تمام گره بندی نموده اند.
عبدی بیگ شیرازی در مثنوی دوحةالازهاراز شاهنامه می نویسد:
یکـــی بـاغ پـیش اندر آمد فـــراخ بــــرآورده ازگوشــــه بـاغ کــــاخ
بشـــد تازیـــــان با تنی چند شــاه همــی یود لشــکر بنـخجیــر گـــــاه
چـو بهــرام گـور اندر آمد به بـاغ یکـی بـاغ دیـد از فراخی چــو راغ
زمـیـنش زدیبـــــــا بیــــاراستـــه همـــه بــاغ پـــر بنـده و خواستـــه
میــــــــــــان گلستــان یکی آبگیر بلــــــب بر نشستـــــه یکی مرد پیر
( شاهنامه فردوسی )
در بیت آخر از متن فوق به وجود آبگیری در میان گلستان یا باغ اشاره شده است . البته در بسیاری از باغ ها ،عمارت کوشک را در وسط یا در مکانی در میان باغ طراحی و برپا می کردند که از لحاظ برخی از خصوصیات معماری از جمله منظر و نحوه دسترسی از بهترین مکان های باغ به شمار می رفت . عموما در این حالت ، یک حوض یا یک آبگیر در جلوی کوشک طراحی و ساخته می شد که بر کیفیت منظر و فضای مزبور افزوده می شد .
طبس ، باغ گلشن
این باغ دارای نوعی طرح است که آبگیر آن در وسط باغ قرار گرفته است و آن را می توان نمونه ای از نوعی باغ دانست که فردوسی در ابیات خود به طراحی آن اشاره کرده است .
تنها در شمار اندکی از باغ ها ، حوض یا آبگیری بزرگ را در وسط باغ می ساختند و این در حالتی بود که به سبب برخی از عوامل و پدیده های طبیعی ، عمارت کوشک را در میان باغ نسازند ، در این حالت خاص ، حوضی در مکان مرکزی باغ و غالبا در محل تلاقی امتداد راه های اصلی طراحی و ساخته می شد . باغ گلشن در طبس را می توان از نمونه های خوبی به شمار آورد که حوض آن در مرکز محوطه مربع شکل کرت ها قرار داده شده بود. بنا براین اشاره شاهنامه به طراحی و ساخت آبگیری در وسط باغ ، موضوعی است که از لحاظ پیشینه طراحی باغ ها مصداق هایی از آن وجود داشته است .
عرصه حرم در یک سوی باغ قرار داشت و چند عمارت بلند در آن ساخته شده بودو شماری حوض در محوطه آن بود که گویا همه یا بیشتر آنها شکل مربع بودند و باغچه هایی پیرامون برخی از حوضها وجئد داشت و گلهای زیبایی در آنها کاشته شده بود . یک یا چند فواره در هر حوض وجود داشت که موجب صفا و طراوت فضا می شد . آب حوض ها بسیار صاف و زلال بود به گونه ای که کف آنها به خوبی دیده می شد و به گفته شاعراگر سوزنی دریکی از حوض هامی افتاد،به خوبی قابل مشاهده بود.
توصیف دقیق و گاه اغراق آمیز حوضها که تنها بخشهایی ازابیت مربوط به آنها در این متن آورده شده است ، اهمیت این عنصر را در معماری ابران نشان می دهد و به همین سبب است که همواره در باغهای طراحی شده یک حوض در جلوی عمارت اصلی یا به عبارت دیگر در جلوی ایوان اصلی عمارت طراحی و ساخته می شد .
باغ واقع در کنار رودخانه
بسیاری از شهرهای قدیمی ایران در کنار یا دو سوی رودخانه ای بزرگ یا متوسط شکل می گرفتند و توسعه می یافتند . در بعضی از موارد که باغی در این گونه از شهر ها در کنار رودخانه ساخته می شد،در صورت امکان ترجیح می دادند که عــــمارت کوشک آن را به جای آنکه در میان باغ بسازند ، در کنار رودخانه برپا کنند ، زیرا در این صورت از منظررودخانه به بهترین نحو ممکن می توانستند استفاده کنند . کـــــاخ آیینه را در اصفهان که در دوره صفویه در کنار زاینده رود ساخته شده بود ، از این گونه عـمارت ها به شمار می رود این کاخ در دوره قاجار ویران شد و اکنون اثری از آن و فــــضاهای سبز و ساخته شده پیرامون آن در دوره صفویه بر جای نمانده است ، بلکه تنها تصویری که از آن باقی مانده است نشان می دهد بسیاری از ویژگیهای معماری آن مانند عمارت کاخ چهل ستون در اصفهان بوده است ، این عمارت نیز دارای محوری با یک جهت بود که به سمت زاینده رود طراحی و تنظیم شده بود و منظر اصلی ایوان ستون دار واقع در جلوی عمارت به طرف رودخانه بود .
در هند ، شماری رودخانه پرآب و بزرگ وجود داشت که در اطراف آن محیط هایی سر سبز و خرم پدید می آمد . به همین سبب در آن سرزمین در هنگام ساختن باغ در کنار این نوع از رودخانه ها ، غالبا عمارت کوشک را در کنار رود خانه طراحی و احداث می کردند . ساختن عمارت مزار تاج محل در کنار رودخانه جمنا را می توان در تداوم همین سنت طراحی به شمار آورد .
باغ آبی
منظور از باغ آبی گونه ای از باغ است که آبگیری بزرگ در قسمتی از عرصه آن به شکل مصنوعی یا با استفاده از عوارض طبیعی ساخته می شد و برای پدید آوردن منظره ای بدیع و خوشایند ،عمارت کوشک در روی سکویی که در میان آبگیر با مصالح مقاوم در برابر آب ساخته می شد ،بر پا می گردید و برای ایجاد دسترسی به کوشک غالبا معبر یا پلی بین کوشک و عرصه واقع در کنار آبگیر ساخته می شد کمبود آب در بیشتر نواحی ایران موجب می شد که شمار بسیار اندکی از این گونه باغها در کشور ساخته شود . باغ ائیل گلی در تبریز یکی از نمونه های باقی مانده از این گونه باغ ها به شمار می آید .
|
نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: دوشنبه 06 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
همه چیز در مورد سنگ ها |
-
همه چیز در مورد سنگ ها
دیاتومیت ها، سنگ های رسوبی متشكل از ذرات ریز و بی شكل سیلیسی می باشند كه در اثر مكانیزم تجمع پوسته یا اسكلت های فسیل شده جلبك ها و گیاهان و جانوران میكروسكوپی و تك سلولی به نام دیاتومه تشكیل شده است، اطلاق می شود
از نظر واژه شناسی، الفاظ دیاتومیت یا خاكهای دیاتومیتی و كیزلور همگی كاربرد داشته و شناخته شده هستند. مولر نیز نوعی خاك دیاتومیتی است كه دارای رسهای پلاستیك میباشد. واژه تریپولی اغلب مترادف دیاتومیت به كار میرود ولی در واقع تریپولی نوعی رسوبات سیلیكاتی بسیار ریز دانه است كه به عنوان ساینده كاربرد دارد و منشا و بقایای گیاهی را ندارد. در مناطقی در لیبی و الجزایر (در نزدیكی بندر تریپولی) به اشتباه به دیاتومیت تریپولی گفته میشود. همچنین به ندرت واژه میرشام نیز برای توصیف دیاتومیت استفاده شده كه در حقیقت میر شام نوعی رس است كه منشا فسیلی دارد.
از نقطه نظر زمین شناسی اقتصادی، واژه دیاتومیت به رسوبانی از تجمع اسكلت سیلیسی دیاتومهها اطلاق میشود كه ضخامت كافی جهت استفاده داشته باشند و بیشتر در كمربندهای افیولیتی رخنمون دارند. واژههای دیگری كه به تجمع بقایای دیاتومههای دارای ناخالصی بیشتر هستند اطلاق میشود عبارتند از: دیاتومیت رس دار، رس دیاتومیت دار و یا خاك دیاتومیتی.
از نظر زمین شناسی و یا تجاری، واژه دیاتومیت به تجمع رسوبات تجمعی تقریباً خالص از اسكلت موجودات ریزی به نام دیاتومه اطلاق میشود.
دیاتومه ها موجودات تك سلولی بسیار ریزی هستند كه متعلق به خانواده جلبكهای دریائی باسیلاریوفیس (طلائی- قهوه ای) هستند. سلولهای زنده دیاتومه ها با پوشش نازك و ژل مانندی كه اغلب رنگی قهوهای دارد، پوشیده شده اند. تمركز بسیار زیاد دیاتومهها در آبهای ساحلی به عنوان یك آلاینده آب عمل میكند و در بعضی موارد باعث تولید اسید دامیك میشود كه اسیدی سمی است و بر سیستم عصبی جانوران اثر سوء داشته و میتواند باعث مرگ آنها نیز بشود. رسوبات دیاتومیتی معمولاً ریزدانه بوده و عمدتاً از سیلیس بی شكل اپالی تشكیل شده است. همراه سیلیس معمولاً مقدار كمی مواد آلی، رس و ندرتاً رسوبات آتشفشانی نیز وجود دارد.
دیاتومیت ممكن است علاوه بر ناخالصی ها دارای 15 تا 65 درصد آب به صورت آزاد، در ساختمان خود باشد.
دیاتومیت خالص خرد شونده و از نظر خصوصیات ظاهری، شبیه به گچ است. دیاتومیت اغلب به همراه شیل، سیلت، سنگ آهك و سایر رس ها می باشد. معمولاً به رنگ سفید تا خاكستری دیده می شود. اندازه ذرات دیاتومیت از 5 تا 1000 میكرومتر تغییر میكند، ولی اندازه غالب بین 50 تا 100 میكرومتر است.
|
-
مصالح ( سنگ تراورتن ۱)
تراورتن از جمله سنگ های آهکی متبلور است که در اثر تبخیر آب بی کربنات کلسیم در چشمه های آب گرم تشکیل می شود. به طور کلی سنگ های آهكی داراي بافت متغيري بوده ولي اكثر آنها ريزدانه اند . آنهايي كه درشت دانه هستند متشكل از بلورهاي درشت يا قطعات فسيل اند . انواع ريزدانه قابليت پرداخت بهتري دارند و پايداري آنها در برابر هوازدگي بهتر است .
سنگ هاي آهكي و دولوميتهاي متراكم و همين طور آنهايي كه فاقد ناخالصي اند داراي دوام خوبي هستند ولي دوام آنها از گرانيتها و ماسه سنگهاي متراكم كمتر است . سنگ آهك در ابتدا با فرآيند حل شدن هوازده مي شود . تاثير باران يا آب هاي سطحي ممكن است كند و تدريجي باشد ، اما احتمالا به شكل كاملا غير يكنواخت رخ مي دهد .انواع مختلف سنگ آهك متراكم و سخت داراي جذب آب پايين ( كمتر از دو درصد ) هستند ، اما در انواع ديگران با چگالي كمتر كه به عنوان سنگ ساختماني نيز قابل استفاده اند ، جذب آب بيشتري حدود چهار تا دوازده درصد نيز ديده می شود.
سنگ تراورتن ؛ متخلخل ولی دارای مقاومت خوبی است و به رنگ های متفاوتی یافت می شود که برخی از آنها به دلیل کیفیت بالای رنگ ؛ منحصر به فرد بودن و سایر مشخصات فیزیکی و بصری ؛ طرفداران بسیاری در داخل و و نیز در خارج از کشور دارد.به طور حتم شناخت انواع این سنگ که به نوعی بومی کشور ما نیز محسوب می شود ؛می تواند بسیاری از ما را در انتخاب مصالح مناسب یاری رساند.
برخی از سنگ های تراورتن موجود در بازار ایران
-
سنگ آنتيك
با پيشرفت صنعت معدن و استخراج وفراوري وساخت مدرن ترين دستگاههاي برش سنگ درابعاد مختلف بشربه تكنولوژي جديدي دست يافت تا از استوك (سنگهاي ريز وباطله) كارخانه هاي سنگبري طرحي جديد در معماري سنگ فرش ساختمان ايجاد كند.
اين نسل جديد سنگهاي تزييني ساختمان كه غالبا ابعادي كوچك دارند از استوك سنگهاي تراورتن وگاه شيست و لايمستون ساخته مي شوند و چون درمعادن ايران تنوع رنگي خوبي در سنگهاي تراورتن و معادني غني چون آتش كوه وآذرشهرو... وجوددارد مي توان هرچه بيشتر در پيشرفت اين هنر نوين درساختمان گام برداشت.
سنگهاي تراورتن با تخلخلهاي طبيعي خود به تنهايي زيبايي خاصي دارد ولي اغلب براي ساخت آنتيك با فرچه ي الماسه تخلخلهاي آنرا بيشتر مي كنند و لبه هاي آنرا براش (مدور يا مقعر) مي كنند و از ساب نمد اسيدي براي براقي سطح آن استفاده مي شود كه با وجود تخلخلها و موجهاي ريزروي سطحش سنگ شكل طبيعي خويش را بيشتر حفظ مي كند و حالتي قديمي و كاركرده به خود مي گيرد. آنتيكهايي كه از شيست و لايمستون ساخته مي شوند غالبا فاقد تخلخلند.از سنگهاي آنتيك ريز بيشتر براي سنگفرش داخلي ساختمان بخصوص حمام وسرويس هاي بهداشتي وحتي آشپزخانه استفاده ميكنند.البته با آشنايي بيشتر معماران با اين سنگ كارايي زيادي
در زيبا سازي محيط هاي داخلي و خارجي بناها بوسيله ي آن بوجود آمده.از آنجايي كه تخلخلها در سنگهاي آنتيك زياد است بعداز نصب با ريزين هاي مخصوص كه پوششي نامرئي بحساب مي آيد روي كل سنگفرش را عايق مي كنند تا آب با نفوذ در تخلخلها باعث فرسودگي سنگ نشود. براي نصب سنگهاي آنتيك ريز و طرح دار ابتدا آنرا روي تورهاي پلاستيكي مخصوص با چسب مي چسبانند و سپس در مكان مورد نظر نصب مي كنند.
با سنگهاي آنتيك مي توان طرحهاي ظريف و زيبايي خلق كرد كه با نگاه اول به سختي مي توان باور نمود كه مصالح بكار رفته سنگ مي باشد و از آنجايي كه بشر ديگر از كاربرد مصالح مصنوعي چون كاشي و سراميك كه براق و بي روح اند وعمر مفيد پاييني دارند خسته شده از سنگ آنتيك كه حالت طبيعي بيشترو رنگهاي واقعي وعمرمفيد طولاني دارد استقبال خوبي خواهد كرد.
انجمن علمی مهندسی معماری دانشگاه پيام نور واحد ساری
-
سنگ مصنوعی چیست؟
سنگ مصنوعی چیست؟
فرهود رشیدی
با پیشرفت علوم شیمی و متالوژی به ویژه در گرایشهای پلیمر و کامپوزیت، تحول شگرفی در صنایع و معادن حادث شده است. ساخت و سنتز مصنوعات شیمیایی و احیای مواد معدنی از طریق فعل و انفعالات شیمیایی، یکی از کارکردهای شیمی پلیمر در عصر حاضر است، شاید ترکیب عناصر و مواد معدنی با یکدیگر و تولید مواد جدید ترکیبی تحت عنوان کامپوزیتها مهمترین تحول علمی قرن بیستم باشد. از سوی دیگر ترکیب مواد طبیعی بازیافتی با بستری از مواد چسبنده منجر به تولید مصنوعاتی ویژه باکارکردهای متنوع شده است.
روش نصب سنگ
سنگ تزئيني ((سنگ ساختمانهاي طبيعي است آه (MIA) بر اساس استاندارد انستيتو مرمر آمريكاطبق مشخصات فني مورد نظر برش و پرداخت شده باشد.)
مجموعه عواملي از دستورالعمل ها براي نصب سنگ تزئيني تهيه نموده است. هنگام انتخاب MIAASTM سنگ تزئيني براي فرش آردن آف مقاومت سايشي سنگ بر اساس شرايط آزمون استانداردباشد و in 75/ 241 تعيين گرديده و همچنين توصيه مي آند آه ضخامت سنگ براي فرش آف حداقل
ميزان جذب رطوبت آن حتي المقدور آم باشد پس ازانتخاب سنگ در مرحله طرح ريزي براي نصب بايدآماده سازي زير آار و نوع پوشش ملات در نظر گرفته شود.
اگر بخواهيم سطح وسيعي را فرش آنيم هر چه ابعاد سنگ بزرگتر باشد بايد سطح زير آار صافتري نيازاست.
با استفاده از ملات نيمه سفت مي توانيد پستيها و بلنديها زير آار را برطرف نمود و سپس سنگرا خشك بطور موقت روي ملات قرارداد تا وضعيت پستي و بلندي آن مشخص گردد.
__________________
سنگ ساختماني
تاريخچه سنگ يكي از ابتدايي ترين مصالح ساختماني است كه انسان براي ساختن ابزار و پناهگاهها و رفع نياز خود استفاده كرده است . دوره هاي كهن سنگي و پارينه سنگي نشان دهنده دوره هايي است كه در آن كاربرد سنگ بر فلز و ديگر مصالح مقدم مي باشد . آثار خانه هاي از سنگ چيده شده در شمال ايران متعلق به 7000 سال پيش موجود است . در ساختمانهاي سنگي از سنگ لاشه همراه با ملاتهاي گچ و آهك استفاده شده است چنانچه بايد اذعان كرد كه اگرچه سنگ به علت سنگيني و مشكلات حمل و نقل و استخراج تا حدي جاي خود را به مصالحي نظير آجر داده است اما همچنان اهميت خود را در .ساختمانهاي سنگين و سخت نظير پلها ، تونلها بهمن گيرها، ديوارهاي حائل و سنگ چين ها و كرسي چين ها و غير حفظ كرده است خواص عمومي و كاربري سنگها سنگها را به طور كلي از نظر منشاء تشكيل به سنگهاي آذرين ، رسوبي و دگرگون دسته بندي مي كنند . در بررسي خواص عمومي سنگها مواردي مانند مقاومت در برابر كشش ، تحمل فشار ، نفوذپذيري ، انتشار امواج ، پايداري و در نظر گرفتن امتداد لايه بندي و سطوح ضعيف در عمليات كه بايد در اين مورد گفت كه سنگها نوعا داراي سطوحي هستند كه در آنها نيروي چسبندگي و اتصال دانه ها نسبت به لايه هاي ديگر كمتر و يا حداقل است . و اين موارد مي تواند از اهميت زيادي در بررسي سنگها برخوردار باشد .
نانو سنگ و بتون
نانو تکنولوژی در بتون:
توجه داشته باشيد كه به دليل خاصيت مهم نامرئي بودن پوشش هاي (نانو بتون) مي توان از آنها در محل هاي داخلي و خارجي استفاده نمود. زيرا زيبايي بنا حفظ شده و حتي سطوح بناهاي پوشش داده شده توسط اين مواد به راحتي و با آب يا آب باران تميز مي شوند. به ياد داشته باشيد كه پوشش های نانو تکنولوژی براي سطوح واكس زده شده، لعاب داده شده و رنگ زده شده نامناسب هستند.
استفاده از مواد نانو سنگ و نانو بتون، بنا به دلايل زيادي براي مصرف كننده اقتصادي و به صرفه است. اگر مواد نانو سنگ در كارخانه ها بر روي سنگ هاي طبيعي و بتون ها بصورت پوششي بر روي سطح قرار گيرد هزينه ها را بسيار پايين خواهد آورد. كارخانه هايي كه از نانو تکنولوژی در بتون استفاده مي كنند به سادگي مي توانند رقباي خود را در بازار از نظر كيفيت و دوام محصولات و توليد محصولات مشتري پسند و اقتصادي كنار بزنند. استفاده از نانو تكنولوژي در سنگ ها كيفيت محصول را بالا برده و باعث افزايش رضايتمندی مشتري مي شود. همانطور که مشاهده می نمایید نانو تكنولوژي فروش را بالا برده و همچنين بازارهاي جديدي براي توليد كنندگان كالا ايجاد كرده است. شايد مواد نانو سنگ بزرگترين كمك را به شهرداري ها برسانند تا آرزوي داشتن شهري عاري از آلودگي به زودي محقق شود. سيمان هايي كه براي پوشش درز هاي استفاده مي شوند تنها با آب باران تميز مي شوند. تغييرات رنگي سنگ ها بر اثر عواملي همچون نور خورشيد به سادگي مرتفع خواهد شد.
-
مشخصات کلی انتخاب سنگ برای مصارف ساختمانی :
|
سنگهای مورد استفاده در کارهای ساختمانی باید دارای مشخصات زیر باشند.
۱- بافت سنگ باید ساختمانی سالم داشته باشد، یعنی بدون شیار، ترک و رگههای سست باشد (کرمو نباشد)
۲- بدون هرگونه خلل و فرج باشد
۳- پوسیدگی نداشته باشد
۴- یکدست، یکنواخت و همگن باشد
۵- سنگ ساختمانی نباید آب زیاد جذب کند، لذا نباید:
الف- در آب متلاشی یا حل شود
ب- تمام یا قسمتی از آن بیش از ۸ درصد وزن خود آب بمکد
۶- سنگ ساختمانی نباید آلوده به مواد طبیعی و مصنوعی باشد
۷- سنگ باید شرایط فیزیکی و شیمیایی محیط را تحمل کند، لذا باید:
الف- در برابر باد، یخبندان، تغییرات دما و در صورت وجود جریان آب در مقابل آن و کلیه عوامل
مقاومت فشاری برای قطعات باربر نباید کمتر از ۱۵۰ کیلوگرم بر سانتی متر مربع باشد
۹- در مقابل سایش مقاوم باشد |
-
تراورتن
تراورتن (Travertine)، نوعی سنگ آهک متخلخل است که از دسته سنگهای تزیینی به شمار میرود. این سنگ بجا مانده از رسوبات آبهای معدنی غارها یا چشمههای آب گرم یا از رسوب کف دریاها و رودخانهها است که به صورت پهنههای نسبتا وسیع دیده میشوند. تراورتن سنگي با چگالي زياد و بلوري ميباشد استالاكتيتها و استالاگميتها از جنس تراورتن ميباشند. تراورتن نوعي سنگ زميني بوده و در مجسمهسازي و سنگهاي تزئيني كاربرد دارد. تراورتنها از رخسارههاي جديد زمينشناسي هستند كه در رخسارههاي دوران چهارم در عهد حاضر گسترش دارند.
شکل ظاهری
تراورتن دارای رنگهای متنوع و بافت نواری شکل است که در اثر حضور ترکیبات آهن، کلسیم و دیگر ناخالصیها ایجاد شدهاست. این سنگ در رنگهای زرد، قهوهای، قرمز، لیمویی، خاکستری، سیاه و سفید قابل تولید است. خواص
تراورتن به علت داشتن حفرات، خاصیت عایق حرارتی و صوتی دارد. سنگ تراورتن از مقاومت قابل قبولی برخوردار میباشد. این سنگ را میتوان به ۲ شکل موج دار و بدون موج برش داد. تراورتن دارای سوراخها و حفراتی است که بایستی در هنگام فراوری سطح آن پر شود. وجود حفره در تراورتن باعث میشود در هنگام نصب سنگ، ملات سیمانی داخل این حفرات نفوذ کرده و از سقوط سنگ جلوگیری کند.
موارد استفاده
تراورتن در نماهای روکار داخلی و بیرونی و همچنین برای سنگ فرش کردن قابل استفادهاست.
سنگ خارا یا گرانیت
سنگ خارا یا گرانیت گونهای سنگ آذرین درونی است بخاطر همین علت بافت آن دارای دانههای متوسط تا درشت بوده و بجز پارهای کانیها، دارای دُرّ کوهی (کوارتز) و فلدسپات میباشد. رنگ آن از صورتی تا خاکستری پررنگ و حتی سیاه بسته به کانی و شیمی سنگ متغیر میباشد. نکته جالب اینکه این سنگ از سنگین ترین سنگها با چگالی ۲٫۷۵ گرم بر سانتیمتر مکعب میباشد. گرانیت یکی از محکمترین و سختترین سنگها میباشد به همین خاطر بعنوان مصالح ساختمانی بصورت گستردهای استفاده میشود. مقاومت این سنگ در مقابل خوردگی باعث استفاده گسترده از آن در آزمایشگاهها شدهاست. مقاومت و سختی بالای این سنگ این امکان را فراهم میکند که ورقههایی به ضخامت تنها چند میلیمتر از این سنگ ساخت. لازم به ذکر است که واژه گرانیت دارای ریشه لاتین میباشد.
فراوانترين و معموليترين سنگ پلوتونيك در نواحي قارهاي كه سازندهي بزرگترين باتوليتهاي جهان محسوب ميشوند.
با توجه به گرانيتي بودن پوستهي قارهها ميتوان نتيجه گرفت كه اغلب اين سنگهاي اسيدي از ذوب پوسته تشكيل شدهاند. گرانيتها سنگهايي به رنگ روشن با كوارتز فراوان ( حداقل 25% ) و دانه درشتند. طول بلور كانيهاي سازندهي اين سنگها ممكن است به چندين سانتيمتر نيز برسد وجود اين بلورهاي درشت تجزيه سنگ را تسهيل كرده و در اثر تجزيه فلدسپات، آنها به كائولن تبديل ميشود .
مرمر Marble
نوعي سنگ دگرگوني فاقد تبلور است كه تحت تأثير حرارت و فشار بر روي سنگهاي رسوبي مانند آهكهاي خالص يا ناخالص ايجاد ميشود.
در اثر اين دگرگوني بلورهاي ريزكانيهايي چون كلسيت رشد ميكنند، و هر چه شدت دگرگوني افزايش بيشتري يابد كانيهاي درشتتري در سنگ به وجود خواهد آمد. رگه هاي موجود در سنگ مرمر مربوط به ناخالصيهاي سنگ آهك اوليه است. سنگهاي مرمر معمولا تنها از يك نوع كاني مانند كلسيت با دولوميت تشكيل شده و داراي دانههاي موزائيكي و درشتند . اين سنگها معمولاً در دگرگوني مجاورتي تشكيل ميِشوند ولي در دگرگوني ناحيهاي نيز يافت گشتهاند .
در بسياري از مناطق ايران مانند مغرب شهر اروميه - ساغند يزد - حاشيه شرقي گرانيت شيركوه يزد - گرانيت جنوب لاهيجان حاشیهي گرانوديوريت قصر فيروزه (مشرق تهران) آهكها به وفور ديده ميشوند.
كوارتزيت
كوارتزيت(Quartzites): نوعي سنگ دگرگوني بسيار متراكم با درصد كوارتز بسيار زياد است كه بر اثر دگرگوني سنگهاي رسوبي پركوارتز مانند ماسه سنگها، كنگلومراهاي كوارتزدار، چرت و ... به وجود ميآيد. فشردگي زياد كانيهاي سازنده اين سنگ و وجود سيمان سيلسي بسيار محكم در بين ذرات سازندهي سنگ موجب ميشود كه در هنگام شكستن دانهها نيز بشكنند و لبههاي تيزي درسنگ ايجاد شود به دليل همين خاصيت در گذشتههاي دور قطعات تيز كوارتزيت به عنوان ابزاري براي دفاع و شكار مورد استفاده بشراوليه قرار ميگرفته است.
علاوه بر كوارتز كانيهاي ديگري چون ميكا، فلدسپات، گارنت و ... نيز ميتوانند در اين نوع سنگ وجود داشته باشند كه البته بستگي به مواد ناخالص موجود در سنگ مادر دارد. مثلاً اگر جنس سيمان سنگ رسوبي كه كوارتزيت از دگرگوني آن ايجاد شده است آهك باشد پس از دگرگوني، كانيهاي كلسيت و يا دولوميت در سنگ خواهند شد.
رنگ كوارتزيت به رنگ ماسهسنگ و يا سنگ مادر آن بستگي دارد و معمولا بين سفيد تا خاكستري متغير است. اين سنگ در دگرگوني مجاورتي و يا ناحيهاي بوجود آمده و گاه نيز ممكن است حاصل متاسوماتيت باشد. ( كوارتزيتهاي ناشي از دگرگوني ناحيهاي داراي تورق ميباشند) .
در مجموعههاي دگرگوني واقع در شرق ماسوله - ساغند يزد - شاندر من - اسالم - مجموعهي چابدوني و به شور در يزد سنگهاي كوارتريتي قابل رؤيت هستند.
-
بازالت ( سياه سنگ)
يك سنگ سخت و سياه و دانه ريز ولكانيكي با كمتر ازپنجاه و دو درصدسيليس(SiO2) است. بافت سنگهاي بازالت ميتواند حفرهدار و يا متراكم باشد. ماگماهاي سازنده اين سنگها به دليل كم بودن ميزانSiO2 ،ويسكوزيته كمي دارند. به همين دليل گدازههاي بازالتي بر روي زمين ميتوانند سطحي تا حدودبیست کیلومتر را بپوشاند
بازالت بازالتها كه معادل بيروني گابرو به شمار ميروند فراوانترين سنگ آذرين بيروني در پوسته اقيانوسها هستند در صورتي كه ماگماي بازالتي در زير آب فوران نمايند اشكال ويژهاي را كه به گدازههاي بالشتي(Pillow lava) معروفند ايجاد ميكند. وجود اين اشكال در تواليهاي سنگي قديمي در شناسايي محيطهاي دريايي و آبي قديمي به زمينشناسان كمك فراواني ميكند.
گدازه های بالشتی فراوانترين كانيهاي سازندهي اين عبارتند از، اليوين، پيروكسن و پلاژيوكلاز. رنگ بازالت بر اساس ميزان و نوع كانيهاي موجود در سنگ بخصوص اليوين ميتواند از خاكستري روشن تا خاكستري تيره و سياه تغيير نمايد.
دماي گدازههاي بازالتي معمولاً بين هزاروصد تا هزارودویست و پنجاه درجهي سانتيگراد ميباشد.
در صورتي كه گدازههاي بازالتي به سرعت سرد شوند يك نوع شيشه بازالتي سياهرنگ ناميده ميشوندtachyliteميسازد كه تاكيليت
سنگ شناسی رسوبی سنگ هاي رسوبي بيش ازهفتادوپنج درصدسطح زمين را مي پوشانند. يك توده رسوبي شامل موادي است كه در سطح يا نزديك سطح زمين ودر محيطي كه داراي فشار و حرارت پايين مي باشد، انباشته ميگردد. معمولاً مواد رسوبي از مايعي كه آن ها را در بر مي گيرد، در محيط هاي مختلف رسوبي ته نشين مي گردند ، رسوبات به روش هاي مختلفي تشكيل مي شوند. رسوبات در برخي از مواقع از هوازدگي و فرسايش سنگ هاي قديمي تر تشكيل مي شوند كه در اين شرايط به رسوب تخريبي يا آواري مي گويند. گاهي اوقات رسوبات در اثر فرايند هاي بيولوژيكي ، شيميايي و يا بيو شيميايي ، نيز تشكيل مي شوند.
بعنوان مثال تشكيل رسوبات تبخيري نظير نمك و گچ يك فرايند شيميايي محض و تشكيل بافيمانده صدف جانداران آب زي يك فرايند بيوشيميايي است. مواد رسوبي هرگاه تحت تاُثير فرايندهاي سنگ زدايي قرار گيرند تبديل به سنگ رسوبي مي شوند . مطالعه سنگ هاي رسوبي براي ما بسيار حائز اهميت است ، زيرا اطلاعات ما دربارهي چينه شناسي و بسياري از معلومات ما درباره تاريخ گذشته زمين در اين سنگ ها نهفته است. بخش مهمي از ذخاير معدني كه داراي ارزش قابل توجهي مي باشند از سنگ هاي رسوبي بدست مي آيند. بعنوان مثال همه يا قسمت عمده نفت ، گاز طبيعي ، زغال ، نمك ، گوگرد، املاح پتاسيم، سنگ گچ ، سنگ اهك ، فسفات، اورانيوم ، منگنز، و همچنين موادي مانند : ماسه، سنگ هاي ساختماني، رس هاي سفال سازي، از سنگ هاي رسوبي بدست مي آيند. بدليل ارزش اهميت مطالعه اين گونه سنگ ها در كشورهاي پيشرفته ،دين رشته هاي تخصصي بررسي اين سنگ ها در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري داير شده است، در كشور ما نيز بعد از انقلاب پرشكوه اسلامي توجه خاصي بر زمين شناسي خصوصاً رسوب شناسي و سنگ شناسي رسوبي شده است و اين رشته تخصصي در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري تدريس شده است.
سنگ هاي رسوبي سه جزء اصلي بافتي سنگ هاي رسوبي تخريبي عبارتند از:
1- دانه ها كه در حد گراول ، ماسه ، و سيلت ميباشند
2- ماتريكس يا ماده زمينه كه از ذرات دانه ريز در حد سيلت و رس تشكيل شده و دانه هاي رسوبي را در بر ميگيرد.
3- سيمان كه به صورت شيميايي تشكيل شده وعمدتاً از جنس سيليس و يا كربنات كلسيم مي باشد، البته برخي از اوقات سيمان از جنس اكسيد آهن نيز دربين دانه ها تشكيل مي شود. سيمان دانهها را به يكديگر مي چسباند. در بسياري از مواقع بين دانه ها فضاهاي خالي باقي مي ماند كه بعداً ممكن است توسط آب هاي زيرزميني و يا نفت و گاز اشغال شود كه برخي از رشته هاي تخصصي زمين شناسي نظير آب شناسي و زمين شناسي نفت وظيفه بررسي اين فضاهاي خالي را كه اصطلاحاً تخلخل ناميده ميشوند را دارند.
1_ اندازه دانهها يكي از مهمترين شاخصه هاي بافتي رسوبات و سنگ هاي رسوبي اندازه دانه هاي تشكيل دهنده آن مي باشد. زيرا توسط بررسي اندازه دانه ها ميتوان انرژي عامل حمل ونقل و دوري و نزديكي رسوب نسبت به ناحيه فشار را تعيين نمود و به واسطه اندازه دانه ها تقسيم بندي رسوبات و سنگ هاي رسوبي مطابق جدول زير انجام مي شود. طبقه بندي دانه ها از روي بلندترين قطر آنها صورت مي گيرد كه براي اولين بار توسط ونثورث واودرن ارايه شد. اين مقياس لگاريتمي بوده و در آن ، هر درجه اي برابر بزرگتر از درجه قبلي است. امروزه اين مقياس ميلي متري نيز معروف است.
2_شكل دانه grain shape
شكل دانه عبارت از توصيف فرم هندسي دانه در رسوب يا سنگ است كه توسط فرم، كروپت ، گردشدگي و بافت سطح دانه مورد بررسي قرار ميگيرد.
الف ) فرم form
فرم عبارت است از رابطه بين سه قطر اصلي تشكيل دهنده يك دانه مي باشد ( اقطار بلند، كوتاه، متوسط) كه براساس آن دانه ها ممكن است به اشكال زير ديده شوند.
ب) كرويت sphericity
كرويت عبارتست از اين كه شكل دانه تا چه حد به كره نزديك باشد. كرويت يكي از ويژگي هاي ارثي دانه ها مي باشد.
ج) گردشدگي roundness
گردشدگي عبارتست از اين كه دانه رسوبي زوايا و گوشه هاي تيز خود را در حين حمل و نقل از دست بدهد. هرچه دانه رسوبي بزرگتر باشد گردشدگي سريعتر اتفاق مي افتد. امروزه اگر كنار بستر يك رودخانه برويد ذراتي را خواهيد ديد كه كاملاً گوشه هاي تيز خودرا از دست داده اند. به واسطه ميزان گردشدگي مي توان به راحتي مقدار مسافت طي شده رسوب را تخمين زد. هرچه رسوبي مسافت بيشتري را طي نموده باشد گردتر مي شود. بايد توجه داشت ذرات دانه ريز در صد سيلت هيچگاه گرد نمي شوند. ميزان گردشدگي بستگي به درجه سايش دانه در هنگام حمل ونقل ، اندازه دانه ومسافت حمل ونقل دارد.
د) بافت سطح دانه grain surface texture
عوارض مواد در سطح دانه ، بافت سطح دانه را تشكيل مي دهند. بعنوان مثال رسوبات از منشاء يخچالي كه در حد گراول باشند عمدتاً برروي آنها خطوطي ديده مي شود كه نمايانگر جهت حركت يخچال ميباشد. و يا اينكه در كنار ساحل دريا به دانه هاي ماسه اي توجه نمايند متوجه مي شويد كه دانه ها ماسهاي درخشان و براق مي باشند. زيرا سطح اين دانهها در اثر حركت بر روي يكديگر توسط امواج براق گرديده است.
در محيط هاي بياباني سطح دانهها كدر يا مات است ، امروزه دانشمندان زمين شناسي توسط بررسي اين اختصاصات توسط ميكروسكوپ هاي پيشرفته ، به راحتي مي توانند فشار بسياري از رسوبات را شناسايي نمايند.
-
سنگ شناسی دگرگونی سنگهاي آذرين از انجماد ماگما با دماي بالا يعني بين ششصدتا هزارودویست درجه سانتيگراد بوجود می آید و رسوبات هم در شرايط عادي سطح زمين تشكيل شده و در طي فرآيند دياژنز به سنگهاي رسوبي تبديل ميشود. اين دو دسته سنگ در شرايطی كه به وجود آمدهاند پايدارند، حال اگر اين سنگها در شرايط دمايي و فشاري حد واسطي قرار بگيرند كه مغاير با دماي تشكيل آنها باشد بسياري از كانيهاي آنها در اين شرايط تازه حالت تعادل خود را از دست داده و در آنها تغييراتي ايجاد ميشود كه اين تغييرات در حالت جامد بوقوع بپيوندد ميتوان به آن نام دگرگوني داد.
با وجود اينكه در دياژنز رسوبات و يا حتي هوازدگي سنگها در سطح زمين و يا تبلور دوباره در حالت جامد كانيهاي جديدي بوجود ميآيد به اين دليل كه اين تغييرات در درجات حرارت كم انجام ميشود جزء فرآيندهاي دگرگوني به حساب نميآيد.
تغييراتي كه در فرآيندهاي دگرگوني شاهد آن هستيم تغيير در ساخت و يا تغيير در نوع كانيها، پيدايش كانيها و ساخت جديد كه با از بين رفتن كانيهاي قبلي و پيدايش كانيهاي جديد و تبلور دوباره ايجاد شده است. حتي ما در اين فرآيند بر حذف كاني و يا مجموعه اي از كانيها را شاهد هستيم. اين تغييرات ممكن است بر روي سنگهاي رسوبي و يا سنگهاي آذرين و يا سنگهاي دگرگوني قبلي بوجود آيد. شاهد دگرگوني سنگهاي رسوبي در سنگهاي دگرگوني درجه پايين وجود فسيلهايي قابل تشخيص است.
در اصل دگرگوني پاسخي است كه هر سنگ در مقابل تغييرات فيزيكي و شيميايي از خودش نشان ميدهد و منجربه تبلور كانيهاي قديمي به دانههاي جديد و يا پديدار شدن كانيهاي جديد و تخريب بعضي كانيهاي ديگر ميگردد.
با مطالعه سنگهاي دگرگوني، ميتوان فرآيند دگرگوني را حد بين فرآيند دياژنزـ هوازدگي و ذوب قرار داد.
دگرگوني در نوع كاني و ساخت سنگها تغييراتي ايجاد ميكند و اين پديده با حذف برخي از كانيها و ظهور و پيدايش مجموعهاي از كانيهاي جدید و يا تبلور مجدد آنها همراه ميباشد.
در واقع اصطلاحی است كه به منظور مشخص كردن شدت دگرگونی در يك منطقه بكار میرود.
دما و فشار معرف شرايط فيزيكی و دگرگونی و درجه دگرگونی معرف اثر آنها میباشد.
در دگرگونی، مجموعههای مختلف كانيهايی با تركيب شيميايی يكسان ولی در شرايط دمايی متفاوت به وجود ميآيد. و اين مجموعههای متفاوت نشانگر درجات دگرگونی از قبيل درجات ضعيف، متوسط و شديد میباشد. مثلاً در درجات دگرگونی ضعيف، مجموعه كانيها عمدتاً آبدار بوده و كانيهای كربناته نيز ديده میشود. ولي در مجموعههاي درجات شديدتر آب و co2 هم وجود دارد. هرقدر سنگ، درجات دگرگوني بيشتري را تحمل كند اندازه كاني درشتتر ميشود. چون در دماي زياد، انتشار مواد در حد بين دانهها به سرعت بيشتري انجام ميشود.
سه روش در تعيين درجات دگرگوني بكار ميرود:
1) تعيين درجه دگرگوني بر حسب عمق در اين روش پوسته زمين را به سه منطقه داراي عمق كم، عمق متوسط و عمق زياد تقسيم ميكنند:
الف) منطقه عمق كم: كه دما و فشار به ترتيب كم تا متوسط و كم است.
ب) منطقه عمق متوسط: كه دما و فشار از منطقه قبلي بيشتر است.
ج) منطقه عمق زياد: كه در آن هم دما و هم فشار بالا است.
(2 تعيين درجه دگرگوني بر حسب مناطق دگرگوني: كه در آن به مناطق دگرگوني و حد مرزهاي آنها توجه ميشود.
3) تعيين درجه دگرگوني بر اساس رخسارهاي دگرگوني: در اين روش تعيين درجات دگرگوني به دليل تعدد رخسارهها و زير رخسارهها آسان نيست و تا حدي با استفاده از نمودارها و دياگرامهاي مختلف و مطالعات آزمايشگاهي و تحقيقاتي ممكن ميشود.
فساد در سنگ
عامل اصلی فساد در سنگها اثر نمکهای محلول بر آنها میباشد. آلودگی محیط، یخبندان و پوسیدگی در قطعات فلزی و وجود رگههای ضعیف و همچنین عملیات اجرایی ضعیف نیز موجب تخریب سنگها میشود.
اثر نمکهای محلول
چنانچه رطوبتی که به همراه خود نمکهای محلول دارد از سطح سنگ تبخیر شود مقداری نمک در سطح آن به صورت شوره و لایهای هم در خلل و فرج سنگ باقی میگذارد. تداوم دور رطوبت-تبخیر موجب افزایش حجم بلورها و پوسته شدن سطح سنگ میگردد. لذا سنگ هایی که متخلخل ترند در برابر نمکهای محلول حساس ترند.
آلودگی محیط
سنگهای دارای کانی کربنات کلسیم به خصوص در برابر محیطهای اسیدی حساس هستند. اکسید گوگرد در محیط مرطوب و اکسیژن موجود در هوا تولید اسید سولفوریک میکند که بر سنگهای آهکی اثر میگذارد و تولید سولفات کلسیم می نماید. سنگهای آهکی و ماسه سنگهای آهکی در این مورد حساس ترند. در مورد سنگهای آهکی، سولفات کلسیم حاصل شده در سطح، به وسیله آب شسته میشوند. ولی در سطوحی که قابل شستشو نیستند، سطح به وسیله دوده سیاه میشود و مبدل به پوستههای سخت و برآمدگی هایی میشود که گرد آهکی در اطراف آن وجود دارد. در انواع سنگهای آهکی منیزیم دار، ایجاد سولفات منیزیم روند فساد را تسریع میکند. در ماسه سنگها خلل و فرج توسط گچ (سولفات کلسیم) پر میشوند، پوستههای سخت ایجاد شده اغلب به علت تفاوت انبساط حرارتی فرو می ریزند. ماسه سنگهای سیلیسی گرچه مستقیما بر اثر تهاجم اسیدهای موجود در هوا آسیب نمی بینند ولی سنگ گچ تولید شده توسط سنگ آهک موجب خرابی در آنها میشود که به علت تبخیر حاصل از تبلور در سطح آنها به وجود میآید. مرمر که اساسا کربنات کلسیم است مورد هجوم اسیدهای موجود در هوا قرار میگیرد و سطح صیقلی آن در مرور زمان زبر میشود. ولی به علت بافت متراکم و چگال آن کمتر تحت تاثیر عمل تبلور قرار میگیرد.
اثر یخبندان
تخریب بر اثر یخبندان در قسمت هایی از ساختمان نظیر محل درپوش ها، سایه بان ها، کرسی بنا و کف پنجرهها بیشتر دیده میشود. عموما سنگ آهک و دولومیت بیش از ماسه سنگ در معرض تهاجم اثر یخبندان هستند. مرمر، شیت و گرانیت به علت تخلخل اندک تحت تاثیر اثر یخبندان واقع نمیشوند.
پوسیدگی فلزات
آب بارانی که از سطوح مس و آلیاژهای آن به سطح سنگ آهکی می ریزد باعث ایجاد لکههای سبزرنگی میشود. زنگ زدگی حاصل از مواد آهنی و فولادی بسیار سخت و دشوار از روی سطوح متخلخل سنگها پاک میشوند. بیشترین آسیب دیدگی ناشی از انبساط زنگ زدن قطعات آهنی و فولادی داخل سنگ کاری نما رخ میدهد. به این منظور کلیه قطعات فلزی مورد استفاده در نصب سنگ نما باید ضدزنگ باشند.[۱۲]
آتش
آتش به ندرت موجب تخریب کلی در کارهای سنگی شود. ولی سطح نمای گرانیت، مرمر و ماسه سنگها ممکن است در اثر آتش سیاه یا خرد شوند. سنگهای آهکی عموما تحت تاثیر آتش قرار نمیگیرند، فقط سنگهای با رنگ روشن به علت اکسید شدنآهن موجود در آنها برای همیشه صورتی رنگ میشوند.[۱۳]
-
عوامل مؤثر بر تعيين كيفيت سنگ تزئيني :
به طور كلي، كيفيت سنگهاي تزئيني و نما به عوامل زير بستگي دارد: نوع سنگ، رنگ سنگ، نحوه استخراج، چگونگي برش و صيقل، دقت در نصب
|
نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: پنجشنبه 02 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
بافت و نقش در معماری |
بافت و نقش در معماری
آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا مردم در تمام دنیا به اشیاء قدیمی علاقه مندند ؟! یا مبلمان و اثاثیه ی جدید خود را با ترکیب یا قراردادن اشیاء قدیمی و آنتیک ، در فضاهای مختلف زندگی جای می دهند؟!
ما درعصر پلاستیک ، فولاد ، شیشه ، وینیل و مواد مصنوعی زندگی می کنیم !همه ی آن ها صاف و بدون بافت هستند و ترکیبی از یکنواختی و بی روحی در آن ها پیداست .امروزه در ساختن خانه ها و وسایل زندگی نوعی بازگشت به گذشته رواج یافته و بیشتر لوازم سنتی و قدیمی بازسازی و.احیا می شوند تا محیط زندگی خشن و ماشینی را تعدیل نمایند .
در موارد بسیاری اشیاء مورد استفاده نماینده ی گذشته ی ماست .پرده ها ، فرش ها ، طبقات چوبی ،رومیزی ولوازم دست ساز قدیمی همه پر از روح و بافت هستند و به راستی شخصیتی مستقل در معماری سنتی دارند .
تفاوت بسیاری بین یک نقاشی دیواری قدیمی و یک پوستر قاب شده در چهارچوبی فلزی و سرد وجود دارد.اما امروزه نبود بافت در اشیاء و فضاهای زندگی نوعی مدرنیزم به شمار می آید و بیشتر لوازم گران قیمت نیز صاف و بدون بافت و نقش هستند که از متریال های فلزی ، پارچه ها و مصالح ساده ساخته می شوند .
اما آیا به راستی این نوع لوازم و فضاها برای زندگی انسان سرشار از احساس و علاقه مند به طبیعت مناسب است ؟ قرن ها پیش نیاکان ما ، طبیعت را به محیط زندگی خود آوردند که با نگاهی به آثار قدیمی ، می توان نشانه هایی از طبیعت زنده را در درون نقش ها و بافت های آن ها دید و این هنر دلیل محکم وعلمی برای اثبات تفاوت انسان های گذشته و امروزی است !
بافت درهنرهای تجسمی مانند نقاشی ، گرافیک ، معماری و عکاسی ، یکی از مشخصه های مهم اثر و از ویژگی های زبان بصری است . بافتهای ترسیمی را میتوان با تغییر تراکم، تکرار و ترکیب خط ها، یا با ترکیبهای مختلف تیره-روشنی و لکههای رنگ ایجاد کرد.
همچنین استفاده از ابزارهای مختلف بافتهای گوناگونی میسازد . بافتهای مختلف موجب حساسیت بخشیدن به سطحهای گوناگون در اثر میشوند. هنگام مشاهده تنها تیرگی-روشنیدیده نمیشوند، بلکه حس بینایی و لامسه با هم ترکیب شده و نرمی، خشنی، سردی، سکون ، زبری ، گرمی و… احساس می گردد .
بافت و نقش ، اجزایی جدا نشدنی در طراحی و معماری به شمار می روند . این ابزار نیاز به همان توجهی دارند که در زمان طراحی به حجم ، رنگ ، نور و سایر موارد مهم می شود .
بافت و نقش از دو لحاظ قابل بررسی هستند : یکی از نظر شکل و محتوای بصری که درک آن با حس بینایی امکان پذیر است و دیگری خواص فیزیکی و متریال آن هاست که با حس لامسه قابل درک است که عواملی مثل نور، رنگ ، جنس ، فرم و زاویه ی قرارگیری ناظر در این مورد بسیار تاثیرگذار می باشد .
از ویژگی های یک بافت مناسب می توان به تعادل ، تناسب ، تداوم ، تاکید و تنوع اشاره کرد که وجود هر یک مستلزم وجود دیگری و از اصول طراحی معماری است و به وسیله ی آن می توان خاصیتی از فضا یا عملکرد آن را بیان نمود .
روش های بسیاری برای ایجاد بافت و نقش در محیط زندگی وجود دارد . که به طور خلاصه به بعضی موارد اشاره می شود :
ـ استفاده از فرش ها و موکت های طرح دار در کف . ( برای این کار فرش ها و کناره های ایرانی و سنتی بسیار مناسب است . در کنار آن قالیچه های ترک ، چینی ، ترکمن و کناره های قفقازی نیز توصیه می شود ) .
ـ نصب تابلوهای نقاشی با فریم های چوبی یا دست ساز با مواد طبیعی که دارای بافت و نقش هستند .
ـ استفاده از تابلوهای نقش برجسته در ابعاد بزرگ و کوچک در دیوارها و حجم های برجسته در سقف و قسمت های مناسب در فضاها ی مختلف .
ـ استفاده از گلدان ها ی سفالی و طرحدار با گل های طبیعی در گوشه ها و روی میزها .
ـ ایجاد نگاره ی تزئینی در قسمتی از دیوارها به شکل حاشیه یا کادر و… .
ـ استفاده از سنگریزه های موجود در طبیعت وایجاد نقش های دیواری متناسب با فضای مورد نظر .
ـ استفاده از کاغذدیواری های طرحدار و دارای بافت با رنگ های مناسب و تلفیق آن با نور و سایر مصالح جلوه ی بصری زیبایی ایجاد می کند .
ـ استفاده از پارچه ها ، پرده ها ، رومبلی و رومیزی های متنوع و گلدار در فضاهای مسکونی .
ـ کفپوش ها ی ساخته شده از مصالح طبیعی نیز دارای بافت و شکل زیبایی هستند که استفاده از آن ها به صورت ترکیبی می تواند بسیار زیبا باشد .
ـ گچبری ها ، هنر ویترای ( طراحی روی شیشه ) ، استیکرهای نقش های تزئینی و بافت دار ،کارهای تزئینی دستی خانگی مانند گلدوزی ، روبان دوزی و سایر هنرهای دستی در قالب تابلو یا استند های زیبا در حجم های متناسب با فضای مورد نظر نیز می توانند زیبایی را در محیط زندگی به وجود آورند .
|
نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: پنجشنبه 02 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
Dwelling--دولینگ |
Dwelling--دولینگ
مقدمه:در جستجویی برای یافتن موضوعاتی به جهت بحث در کلاس درس انسان,طبیعت,معماری به مفهوم دولینگ برخوردیم که شاهد و گواهی بود بر تحلیل دقیق مفهوم ارتباط انسان طبیعت و معماری.به همین جهت و به جهت آشنایی دانشجویان,به تدریس آن مشغول شدیم اما به مرور زمان به عمق و غنای آن بیش تر آشنا شدیم و به جهت آشنایی بیش تر دانشجویان ومحققان و معماران بر آن شدیم که به معرفی آن بپردازیم.
دولینگ چیست اولین سوالی است که هر کس در برخورد اولیه با این واژگان از خود می پرسد. واژگانی که در حیطه معماری نیز بسیار جدید ونو می باشدو حتی اگر جستجویی بر پهنه اینترنت داشته باشیم شاید تنها معنی سکونت را پیدا کنیم اما آیا دولینگ تنها با خود معنی سکونت ,کالبد,سرپناه و یا جایی برای زیستن است؟
دولینگ وازگانی است مبتنی بر تعبیر هایدگر از مفهوم سکونت و ساکن شدن که علاوه بر تمامی مفاهیم صوری و ماهوی موجود در لغت سکونت در بر گیرنده پیوستار معنای زندگی است ((www.wikipedia.com الیور بر اساس نگرش هایدگر مشخصا با ذکر واژه دولینگ به تعریف منظر و نگاه خویش میپردازد, شولتس در کتاب "مفهوم سکونت" گزیده ای مناسبی از تعاریف هایدگر را از دولینگ می آورد,البته شایان ذکر است که مترجم محترم بجای "دولینگ " ," سکونت " را برگزیده است:
"سکونت بیانگر برقراری پیوندی پر معنا بین انسان و محیطی مفروض می باشد.در مقدمه مذکور آمد که این از تلاش برای هویت یافتن یعنی ,به مکامی احساس تعلق داشتن ناشی گردیده است.بدین ترتیب,انسان زمانی بر خود وقوف می یابد که مسکن گزیده ودر نتیجه هستی خود در جهان را تثبیت کرده باشد.از سوی دیگر,انسان موجودی است سرگردان.او با در اختیار گرفتن عنوان" مرد ره " پیوسته در راه بوده و از این رو امکان گزینش را برای خود فراهم می آورد.او امکان خود و از این طریق نوعی قابل اعتماد از همدمی با انسان های دیگر را بر می گزیند.این مناظره کلامی بین عزیمت و بازگشت,یا بین مسیر وهدف,عصاره و گوهر آن " فضائیت" وجودی است که به واسطه معماری در قالب اثر می آید." (مفهوم سکونت,شولتز,امیر یار احمدی,1381)
دولینگ ذاتا یک واژه ترکیبی است.لغتی که در تعامل تمامی عرصه های زیست بشری شکل میگیرد و تفاوت آن با مفاهیم طرح شده در پایداری ,الگو برداری و تحلیل ترکیبی زیست بوم هایی است که زنده و پویا هستند.در حقیقت چرایی پرداختن به
1 )در حقیقت برای اولین بار فردریک جیمسون متن آلمانی هایدگر را به انگلیسی ترجمه میکند و وازه دولینگ را برای آن بر می گزیند. برای آگاهی بیشتر به کتاب هستی و زمان هایدگر ترجمه سیاوش جمادی رجوع شود.
نویسنده مقاله حاضر معتقد است که گزینش مفهوم سکونت با توجه به بار معنایی آن ,گزینه مناسبی به نظر نمی رسد.به همین روی در ادامه کلمه "سرا پرده را برای آن برگزیده است.
دولینگ را شاید به اولین برخورد های معماران و با کمی اغماض هنرمندان در برخورد با زیست بوم های زنده و پویایی بود که در عین فراگیر بودن و وجوه اشتراکشان در ساختار و سازه, دارای وجوه ممیزه و تفاوتهای آشکار معنایی و مفهومی اند .امری که دنیای مدرن به دنبال یافتن راه حلی برای آن به زبان عامل مشترک جهانی متوسل شد ولی در عین هوشمندی ودرایت و صحت فکر پدران مدرن در چندیگر و نقاط دیگر جهان جواب قانع کننده ای نیافت اما در عین شگفتی همین متدولوزی توسط شاگردان مکتب مدرن ولی بومی به کار گرفته شد و به نتیجه مطلوب رسید.شاهد این مدعی بال دوشی در هند,حسن فتحی در مصر,ویا کامران دیبا و گروهش در ایران می باشد.اما نحوه برخورد با یک پروژه در یک زیست بوم بیگانه با معمار, چندان محلی از اعراب نداشت و در صورت اجرا محکوم به شکست می نمود.اما پروژه رنزو پیانو در تیجیبائو ساختی روشمند را از فهم مدرنیته ارائه کرد که امکان برخورد با یک پروژه را در زیست بومی به غیر بوم و سرای یک معمار فراهم آورد و پروژه هایی نیز همزمان و یا بعد از آن شکل گرفت که منجر به تعریف این نیاز شد که می توان به یک ساخت و متد روشمند دست یافت که مبتنی بر آموزه های معاصر گونه ای معماری طرح کرد که در عین معاصر بودن مورد اقبال واستقبال مردم آن زیست بوم را فراهم آورد.
پاول الیور جواب این مساله را در شناخت دقیق و متدیک معمار از آنچه که او آن را دولینگ می نامد می داند.دولینگ شاید در گام اول شناخت, همان زندگی در یک زیست بوم است ولی دارای وجوهی است که به تمامی عرصه های بود بشری از تولد تا مرگ را در بر می گیرد؛که برای شناخت آن به یک متد ترکیبی باید دست یافت که در عین گشودن یک مفهوم به سایر مفاهیم در ارتباط با مفهوم پایه پرداخته شود.
آغازگر دولینگ و سراپرده به اولین جزوات و نشریاتی باز می گردد که توسط پاول الیور سال 1984 منتشر شد. در تعاریف اولیه مجموعه زندگی های بوم گرا و بومی مناطق گوناگون طرح میگردد و شناخت آن را منوط به شناخت دولینگ و سراپرده از رهگذر جامعه شناسی,روانشناسی,انسان شناسی,مفاهیم فلسفی و مذهبی می داند.از سوی دیگر علاوه بر شناخت نرم افزاری ,همراه و همگام با آن به واقعیات اقلیمی ,سازه ای می پردازد ؛ و تاثیر و تاثر مفاهیم نرم افزاری و سخت افزاری را با هم تحلیل می کند.
در جستجویی برای یافتن معادل هایی برای این واژه بهتر این دانستیم که به دنبال معادل های این واژگان در فرهنگ های اطراف ایران باشیم که پاول الیویه در کتاب دولینگ به آن پرداخته است ,برای مثال در ترکمنستان ,یورد,در افغانستان ,خرگاه,در روسیه ,کابیتا,و در مغولستان,گر, نامیده می شود(پاول الیور, 2007,170 )ونکته جالب اینکه افغانستان به علت اینکه نزدیک ایران است و به زبان فارسی تکلم میکنند ,اینکه زمانی جزء خاک ایران بوده و دولینگ امری تکامل یافته در طول زمان می باشد خرگاه بهترین کلید واژه برای راه یابی به معنای دولینگ در منطقه ایران است,با مراجعه به فرهنگ لغت میتوان معادل هایی به شرحی که می آید ذکر کرد خیمه بزرگ,سراپرده".(دکتر محمد معین,1364 )
واژه خیمه دلالت بر کالبد دارد ولی دولینگ تنها دلالت بر پناهگاه یا یا سرپناه نیست,بلکه تمامی عرصه های زندگی بشری را با خود دارد از زیستگاه,کالبد زندگی,شهر,....,تا چرایی بودن و مرگ را در بر میگیرد(پاول الیور,2007 ) پس بهتر این دیدیم که به عبارت"سراپرده" به عنوان معادلی برای دولینگ بپردازیم به همین روی در جستجویی برای یافتن واژگانی برای دولینگ به معانی سراپرده رجوع کردیم :1)خانه موقت از خیمه وچادر2)اندرون خانه,حرم,حرمسرا,پرده سرا,شبستان3)نغمه سرا,نغمه خوان,مطرب 4)آسمان. (دکتر محمد معین,1364 )
به نظر می رسد که در صورتی که به واژگان و معانی این لغت بپردازیم میتوانیم در یک مقایسه تطبیقی بین مفاهیمی که پاول الیور تعریف می کند و معانی فارسی سراپرده که هم دلالتی است بر معادل فارسی این واژه با مفاهیم دولینگ وهمچنین معنای واژه دولینگ را میگشاید وبخوبی میتواند راهگشای معنای دولینگ برای ما فارسی زبانان باشد.
پاول الیور در اولین فصل کتاب dwellingبه معنای سرپناه,شلتر,و تعامل اولیه بشر با طبیعت واقلیم,خطرات طبیعی وجانوری میپردازد به عبارتی تعامل هوشمند بشر را با محیط طرح میکند و آن را در اقلیم های سخت و یا شرایط خطرناک طبیعی تحلیل میکند و جالب اینجاست که در عین اینکه سراپرده را با محوریت اقلیم ومحیط انالیز میکند ولی طیف گسترده زندگی را فراموش نمیکند و در ادامه چندین نمونه و مثال می آورد ابتدا به خانه های یخی- اینویی اسکیموها- می پردازد و سپس به ایگلوهای سرخ پوستان تا چادرهای صحاری آفریقا و در عین بررسی بر خورد هوشمندانه بشری با اقلیم و فیزیک طبیعت به تاثیرات فرهنگی آن بر مردم و نوع نگاهشان میپردازد.حال با مقایسه خلاصه ای از آنچه رفت با اولین معنی سرا پرده شاید بتوان تصویر روشن تری از دولینگ و سراپرده به دست آورد(پاول الیور, 2007,24-42, ).
آن گونه که رفت اولین معنایی که برای سراپرده ذکر شد خانه موقت از خیمه و چادر است به عبارتی اولین برداشتی که میتوان از مفهوم سکونت به دست داد این شاید بهترین معادل برای فصل اول مبحث دولینگ باشد از یک سو و از سوی دیگر برداشتی ملموس از مفهوم پناهگاه و شلتر برای فارسی زبانان.
در دومین فصل کتاب الیور به مفهوم settling down اشاره میکند,که عبارت است از" ساکن شدن" وسکنی گزیدن,نه فقط در مکانی و به اجبار ,بلکه در تعامل با محیط و به ضرورتی, و با توجه به اقتصاد زیستی.اما چرایی ساکن شدن تنها نیازهای فیزیولوزیک بشری نیست بلکه در بر گیرنده نیاز فرهنگی اجتماعی است که بر گرفته از تعامل و معامله فردی در جوابگویی به خواستهای اجتماعی اوست,اولین نیاز به تامین خوراک و وابسته به نبودن به محیط- که منجر به کوچ می شود -به عنوان اولین فاکتور ساکن شدن و برنامه پذیری معماری طرح میشود و همه چیز در وحله اول منوط به پاسخ گویی به ما یحتاج افراد میشود که منجر به نقش پذیری افراد,شکل گیری مشاغل ودر نهایت نقش های اجتماعی می گردد.این امر تاثیر بسزایی در ایفای کاراکترو نقش افراد در فضای معماری دارد,وشاکله معماری-اینجا دولینگ یا سراپرده- را بوجود می آورد.در مقایسه با معنی دوم سرا پرده با مفوم "اندرون" روبرو میشویم که- در این مقاله چندین بار به آن اشاره خواهیم کرد-دلالت بر تعریف پذیری,صاحب شخصیت و کاراکتر شدن فضا است به عبارتی ساکن شدن همراه با مفهوم نقش پذیری فضای درون است که در فرهنگ ما از آن به "اندرون" یاد میشود. (پاول الیویه, 200742-64, )
در سومین فصل کتاب الیور به دسته بندی و گونه بندی سراپرده و دولینگ تحت عنوان true to type می پردازد در این فصل الیور تلویحا و در فصول بعد صراحتا به این مساله میپردازد که گونه شناسی ساختمان تحت تاثیر مقتضیات ساخت وساز وساختار بنا واقع می شود و گونه هایی در جهان ایجاد میکند که تقریبا در تمام عرصه های سراپرده و دولینگ جهان قابل پیگیری و دسته بندی است و تاثیرات بشری منجر به تفاوت و گونه گونی سراپرده در جهان می شود.در این فصل به دسته بندی فرمی و صوری دولینگ می پردازد و پس از آن مقدمه بررسی سازه های عمده موثر در تولید دولینگ را در فصول بعد فراهم می آورد. (پاول الیور, 200764-84, )
فصل چهارم و پنجم تحت عنوان Built from the ground, Resources that grow به منابع بوم آورد و ساختار سازه ای مورد استفاده آنها در تولید فضای زیستی می پردازد در ابتدا به ساختارهای تک منبعی میپردازد یعنی سازه هایی که به وسیله یک ماده تمامی عناصر معاری شکل می گیرد.دولینگ شکل گرفته در غارها با عنوان پناه بردن به یک توده آغازگر مبحث می باشد,پس از آن به گل و کاربرد آن می پردازد,معماری چینه ای,قالبی,خشتی,سنگی,تیر و ستون چوبی,بافه ای,تیر- دیوارو... می پردازد. (پاول الیور, 200784-128, )
در ادامه مفاهیمی که الیور به آن میپردازد به چگونگی تطبیق دولینگ با مسائل اقلیمی می پردازد.الور دولینگ یا سراپرده را در پهنه های گوناگون اقلیمی تحلیل میکند که برای معماران و محققین عرصه معماری در ایران امری کاملا شناخته شده است اما آنچه لازم به ذکر و یاد آوری مجدد است تحلیل دقیق الیویه و تاثیر مسائل ساختاری بر فرهنگ و روابط اجتماعی دولینگ های زنده می باشد. (پاول الیور, 2007128-150, )
فصل هفتم و هشتم با عنوان های ,House and cosmos spatial relations به چگونگی شکل گیری فضای زیستی در دولینگ است,از چگونگی تقسیم فضا میان زن و مرد و اعضای خانواده گرفته تا حضور مهمان و ارزش گذاری فضایی.در فصل هفتم یکی از نکات مهم پرداختن به انواع گونه های خانواده است وتاثیرآن بر شکل گیری سراپرده ودولینگ وتقسیمات فضایی است.
جنسیت به عنوان یکی از مهمترین مسائل در شکل گیری فضایی مطرح می شود.الیور به نقل از اشتروس لغتی را به کار می گیرد که به نظر می رسد جان کلام رابطه متقابل انسان و محیط و فضا است.وازه" dichotomy "دیاکتومی دلالت بر طیفی دارد که قطبین آن زن ومرد است و در این طیف از تعریف نقش ها ,هر کس بدون در نظر گرفتن جنسیت و با توجه به شاخصه های جنسی فضا برای خود,و با توجه به ارزش های تعریف شده در فرهنگ و اجتماع نقش و جایگاهی را در نظر میگیرد.در ادامه با نقل از پیر بوردیو به این طیف صورتی عینی می بخشد و از آن به عنوان آکس و محور تعبیر می کند و به این ترتیب ماهیت محوری سراپرده و دولینگ را توجیه می کند.به نظر می رسد با تطبیقی بین معانی فارسی سراپرده و لغت دولینگ میتوان به فهم جدیدی از دولینگ از رهگذر فرهنگ و زبان فارسی رسید آن گونه که رفت "حرم و حرمسرا "از جمله معانی سراپرده است,حرم در زبان فارسی به واژه های زیر دلالت میکند:1)گرداگرد سرای و خانه2)گرداگرد امکنه مقدس بخصوص کعبه3)داخل خانه ,اندرون و سرای4)داخل امکنه مقدس مخصوصا کعبه5)محل اقامت اهل و عیال مرد6)اهل و عیال مرد,پردگیان ,پرده نشینان,زنان عقدی و صیغه ای وکنیزان مرد ,احرام.
این واژه که برگرفته از مفاهیمی همچون ناموس,حفظ ناموس و غیرت است؛و دارای بار جنسی است؛ و حس مالکیت,مالکیت نسبت به فرد و به تبع آن نسبت به فضا است.این مالکیت منجر به تعریف فضا میشود و با توجه به نوع سامانه های خانواده نقش پذیری فرد در طیف دو قطبی زن-مرد تعریف می شود. (پاول الیویه, 2007150-190, )
حال سوالی پیش می آید,با توجه به شکل گیری سراپرده در طول زمان , با توجه به انتخابی عمل کردن دولینگ و سراپرده و حضور سعی و خطا در شکل گیری وتطبیق دقیق نیازها و عملکرد فضا,آنچه جالب به نظر می رسد حضور تزیینات دکوراتیو در دولینگ و سراپرده است,الیویه در فصل نهم به آن می پردازد و تمامی جنبه های سمبلیک و معنایی را در دولینگ های زنده طرح می کند.در تطبیق میان مفهوم فارسی سراپرده به لغتی بر خورد می کنیم که دلالتی عینی بر فهم دکوراتیو فارسی زبانان از دولینگ است.پرده سرا,و لغت پرده تنها با حضور نگاره هایش معنی جدا کنندگی و حریم را تعریف می کند. (پاول الیویه, 2007190-210, )
به تعامل زیستی ,اقتصاد زیستی دولینگ با شهر و پذیرش و بسط معنی دولینگ به شهر می باشد به عبارتی به ارکان اجتماعی دولینگ می پردازد . چگونگی شکل پذیری فضاهای اجتماعی در تعامل دولینگ با سازوکارهای اجتماعی سراپرده می باشد. (پاول الیور, 2007210-234, )
شاید برای خواننده این مقاله مفاهیم طرح شده در معرفی دولینگ و آرائ و عقاید پاول الیور در بعضی از موارد بدیهی می نماید اما بداعت و نو بودن برخورد پاول الیور در" ساختار ترکیبی" تحلیل و بررسی اوست برای مثال اگر موضوع روابط فضایی در دولینگ است تمامی لایه های یک دولینگ هر چند خلاصه طرح میشود,پس از ان به موضوع می پردازد و جالب اینجاست که تاثیر موضوع مورد بحث را در تمامی عرصه ها و لایه های زندگی و دولینگ را در بر میگیرد.دومین موضوع,طرح دولینگ در تمامی نقاط جهان است و کشف سراپرده و دولینگ هایی که زنده وپویا هستند و به بررسی عینی تمامی مواردی که در سر فصل های گذشته طرح شد ,می پردازد.
حال این سوال مطرح می شود,چرا می بایست به دولینگ پرداخت؟پاول الیور و همکارانش در دانشکده بروکس به این مطلب می پردازد و اینگونه عنوان می شود که راه حل های ارائه شده توسط پایداری بیش تر مسائل کوتاه مدت-short term-پوشش می دهد ؛اما دولینگ به واسطه رابطه تعاملی با محیط و سعی و خطای بلند مدت در محیط , به راهکارها و راه حل های مناسبی به جهت زیستن دست یافته اند که جواب گوی تمام جوانب زندگی است.این گستردگی می تواتند راه گشای بسیاری از مسائل از مسائل اقلیمی گرفته تا مفاهیم اجتماعی فرهنگی باشد.به عبارتی دولینگ تکمله ای بر پایداری است.
|
نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: پنجشنبه 02 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
همه چیز در مورد نورها |
همه چیز در مورد نورها
ساگا گلس
ساگا گلس، پوشش هوشمند رنگی کنترل نور در ساختمان
ساگا گلس یک پوشش خارجی الکترونیکی است که با کنترل اشعه های خیره کننده خورشیدی، دید محافظت شده و بی نقصی را ارائه می دهد. بر خلاف محصولات لعابی موجود در بازار که با جذب UV، (پرتوهای فرابنفش) این عمل را انجام می دهند، ساگا گلس فیلم نازکی از چندین لایه اکسید تنگستن می باشد که با صرف 0.28 w/ft2 وات بر فوت مربع، در عرض چند دقیقه شیشه را از حالت کاملاً شفاف و بی رنگ به موقعیت رنگی مبدل ساخته و باصرف 0.1w/ft2این موقعیت پایدار می ماند. استفاده از یک واحد پوشش ساگاگلس بر روی شیشه های شفاف معمولی، انتقال نور مرئی را از 62% به 3.5% کاهش داده و نیز باعث کاهش ضریب انتقال حرارت از 0.48 به 0.09 می گردد. استفاده از این محصول همچنین علارغم هزینه بالای آن نتایج بالقوه بسیاری شامل: بازدهی بالای ساختمان ها در استفاده از انرژی، آسایش مطلوب و ... را داراست. |
|
|

|
|
نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: پنجشنبه 02 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
صفحه قبل239صفحه بعد
|